معماری
 
my job

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Fri 30 May 2014  |
 برج میلاد فاز 2
طرح پیشنهادی مهندسین مشاور ابنیه نو اندیش(رتبه 7)




طرح پیشنهادی مهندسین مشاور طرح و امایش(رتبه6)





طرح پیشنهادی مهندسین مشاور اثر(رتبه5)





طرح پیشنهادی علی اندجی گرمارودی(رتبه4)





طرح پیشنهادی شرکت بیجینگ کانسترکشن(رتبه3)





طرح پیشنهادی مهندسین مشاور عرصه(رتبه2)





طرح پیشنهادی زها حدید(رتبه 1)





|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 24 Feb 2013  |
 


مسجد شیخ لطف الله

برخی از محققان نظیر پروفسر ویلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول جامعه ای که به آن طرح نیازمند است؛ دوم شخص یا اشخاصی که از اجرای طرح حمایت می کنندو هزینه مالی آن را متعهد می شوند؛ سوم معمار یا استاد کارانی که طرح را اجرا می کنند. جذابیت تحقیق و مطالعه معماری ایران در این است که دریابیم چگونه این عوامل سه گانه بر یکدیگر تأثیر می گذارند و سرانجام به احداث بنایی منجر می شوند.

کاربرد بناها

مطالعه درباره معماری ایران, نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهایی با ویژگیهای گوناگون در روستاها, شهرها, جاده های کاروانی, مناطق کویری, گذرگاههای کوهستانی و شهرهای ساحلی ایجاد گردیده که کاربردهای متفاوت داشته اند.

اهمیت معماری اسلامی وقتی آشکار می شود, که بدانیم در ساخته های این دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها ـ که از مهمترین ویژگیهای آن است ـ توجه شده است.

برای دریافتن اهمیت این ویژگیها در گسترش معماری شایسته است طبقه بندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها را مشخص کنیم.

بطور کلی بناهای دوره اسلامی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:

الف) بناهای مذهبی. شامل مساجد, آرامگاهها, مدارس, حسینیه ها, تکایا, و مصلی ها؛ ب) بناهای غیر مذهبی. شامل پلها, کاخها, کاروانسراها, حمامها, بازارها, قلعه ها و آب انبارها.

در دو گروه فوق از بناهای دوره اسلامی, مکانی برای عبادت, تجارت و سکونت وجود داشته است.

مساجد

مساجد مهمترین بناهای مذهبی هر شهر و روستا هستند که همواره نقش مهمی در زندگی مسلمانان داشته اند. اقامه نماز جمعه, مراسم مذهبی, ایراد خطبه ها و تدریس در مساجد انجام می گرفت؛ زیرا مسجد بهترین مکان برای ابلاغ فرامین حکومت به مردم بود.

کتیبه های باقیمانده بر دیوار بعضی از مساجد(مسجد جامع قزوین و مسجدجامع کاشان) حاوی وقف مکانهایی برای برای توسعه و تعمیرات مساجد از طرف واقف یا حکمران است.

اغلب مساجد در مرکز شهرها, نزدیک بازارها و محدوده دارالحکومه ساخته می شدند و اگر شهری به بیش از یک مسجد نیاز داشت, مساجد  دیگری از طرف حکومت یا افراد خیر احداث می شد. اهمیت مساجد در شهرها به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع یا آدینه نداشت, اهمیت شهری هم نداشت. در صدر اسلام مساجد نقشه های ساده ای داشتند, ولی در طول زمان با طرحهای گوناگون و تزیینات مختلف, نقشه ها پیچیده شدند.

درنقشه مساجد, از قرن چهارم هجری دگرگونیهایی به وجود آمد و بر اساس آن, مساجد متفاوت در شهرها احداث شد. مهمترین نقشه هایی که در مساجد به کار گرفته شده, شامل یک ایوانی, دو ایوانی, چهار ایوانی, و ترکیب چهار طاقو ایوان بوده که معماران دوره اسلامی آنها را از شیوه های معماری عهد اشکانی و ساسانی اقتباس کرده اند. مثلاً نقشه چهار ایوانی ـ در ساخت بسیاری از بناها ـ الهام گرفته از نقشه کاخ آشور, متعلق به زمان اشکانیان است.

معماران دوره اسلامی مسجد را به شیوه های گوناگون می آراستند. در هر دوره یکی از عناصر تزیطنی در آراستن مساجد متداول بوده است؛ برای مثال در عهد سلجوقیان آجرکاری, در عهد ایلخانیان گچبری و در عهد تیموریان و صفویان کاشیکاری رواج بیشتری داشته است و در مواردی نیز تزیینات آجرکاری, گچبری و کاشیکاری با هم به کار گرفته می شد.

مدارس

در صدر اسلام تدریس علوم مذهبی در مساجد انجام می شد. بتدریج با توسعه علوم اسلامی, فضای آموزشی از مساجد جدا گشت. در قرن پنجم هجری (همزمان با حکومت سلجوقیان) به تشویق خواجه نظام الملک, مدارس متعددی در شهرهای معروف اسلامی مانند بغداد, ری, نیشابور و جرجان ساخته شد. بعدها نقشه چهار ایوانی, که مورد توجه معماران قرار گرفت, برای فضاهای آموزشی طرحی متعارف شد. در اطراف ایوانها, حجره هایی به صورت یک یا دو طبقه یرای استفاده و اقامت شبانه روزی دانشجویان و طلاب علوم دینی ساخته شد. غیر از ساعات تدریس, از مدارس به عنوان مسجد نیز استفاده می کردند. مدارس نیز همانند مساجد با آجرکاری, گچبری و کاشیکاری تزیین می شد(مانند مدارس غیاثیه, چهار باغ و مطهری).

آرامگاهها و زیارتگاهها

به طور کلی آرامگاه به بنایی گفته می شود که یک یا چند شخصیت مذهبی یا سیاسی در آن دفن شده باشد. این نوع بناها را به دو گروه مقبره های مذهبی(زیارتی) و مقبره های غیر مذهبی می توان تقسیم کرد.

مقبره های مذهبی در بیشتر شهرها و روستاها به امامزاده معروف شده اند و در مقایسه با سایر بناهای اسلامی(بجز مساجد) از اعتبار ویژه ای برخوردارند. امامزاده ها بیش از دیگر بناها ی دوره اسلامی مورد احترام و علاقه مسلمانان بویژه شیعیان هستند. بناهای فوق در طول زمان توسعه یافته و از یک آرامگاه معمولی به مجموعه های بسیار با شکوهی تبدیل شده اند(مانند مجموعه بناهای مشهد, قم, بسطام و شیخ صفی). مقبره ها اغلب با نقشه های مدور, مربع و هشت ضلعی با شیوه های گوناگون معماری احداث شده اند(مانند مرقد اسماعیل سامانی در بخارا, گنبد قابوس در دشت گرگان, برج رادکان در خراسان, برج علاء الدین در ورامین و بنای سلطانیه در زنجان). همانند سایر بناهای اسلامی مقبره ها نیز با آجرکاری, گچبری, کاشیکاری و آینه کاری تزیین شده اند.

تنها در ایران دوره اسلامی است که ایجاد مقبره ها و زیارتگاهها از چنین سابقه طولانی و ویژگیهای معماری منحصر به فرد و تزیینات باشکوه برخوردار است. اینگونه بناها به نامهای برج, گنبد, بقیه و مزار نیز معروف شده اند(مانند برج رادکان, گنبد قابوس, بقعه شیخ صفی).

حسینیه ها, تکایا و مصلی ها

در بسیاری از شهرهای اسلامی در مواقع خاصی مانند محرم, صفر و رمضان مراسم دعا, روضه و سوگواری برگزار می شده است. این مراسم بیشتر در مکانهایی معروف به تکیه و حسینیه برقرار بوده است.

به طور کلی تکایا و حسینیه ها مکانهای محصوری بودند که در مسیر گذرگاههای اصلی شهرها قرار داشتند. از این مکانها بویژه در ایام سوگواری ـ خصوصاً محرم ـ برای مراسم تعذیه خوانی, پرده خوانی و سینه زنی استفاده می شد. در این ایام مکان را سیاهپوش کرده, آن را با طوق و نخل و علامت و کتل آذین می کردند. مصلی اغلب در خارج از شهرها قرار داشت و برای اقامه نماز عید فطر و قربان از آن استفاده می شد. اینگونه بناها دارای طرح و نقشه خاصی نبودند و با توجه به مکانهای شهری و عمومی در گذرگاهها, میدانها و راسته بازارها ساخته می شدند. همچنین این مکانها فاقد تزیینات معماری بودند(مانند امیر چخماق یزد, پهنه و ناسار سمنان و گذر حاجی محله کاشان).

پلها

پلها و آب بندها از بناهای غیر مذهبی هستند که در ادوار گذشته در مسیر جاده های کاروانی, راهها و روی رودها ایجاد شده اند. مهمترین پلها در مسیر جاده های کاروانی و جاهایی که طغیان آب رودخانه ها غیر قابل کنترل بوده, بنا شده اند. از دوران بسیار کهن, هنگامی که بشر توانست آب را مهار کند و مسیر آن را مشخص سازد و از تنه درختان برای عبور و مرور از عرض رودخانه استفاده کند, کار پل سازی آغاز شده است.

معماران ایرانی در احداث پلها علاوه بر تسهیل امر عبور و مرور, ایجاد اب بندها را در نظر داشته اند. مشاهده قدیمیترین پلها یعنی پل بردیده از دوره هخامنشیان در جلگه مرودشت, بیستون در کرمانشاه از دوره ساسانیان, بند امیر در فارس از دوره آل بویه و پل خواجوی اصفهان, مؤید این نکته است که معماران در امر پل سازی علاوه برگذر از رودخانه به ذخیره کردن آب نیز توجه داشته اند.

ایران در دوره باستان و دوره اسلامی سهم قابل توجهی در توسعه پل سازی ـ از قرن هشتم ق.م. تاکنون ـ به عهده داشته است. بقایای پلها و سدها نشان دهنده نوع معماری آن زمان است. ذوق و سلیقه معماران ایرانی در تزیین پلها نیز قابل توجه است؛ بعضی از پلها دارای تزیینات آجرکاری و کاشیکاری است(مانند پل خواجوی اصفهان).

کاخها

احداث کاخها در ایران به گذشته های بسیار دور باز می گردد. مفهوم امروزی کاخ با مفهوم این کلمه در گذشته متفاوت است. در گذشته بناهایی منفرد با نوعی معماری برتر از دیگربناها احداث می گردید که کاربردهای متعددی داشت؛ مثلاً, ممکن بود زمانی به عنوان معبد و نیایشگاه و گاه به جای قلعه دفاعی و سرانجام برای سکونت حکمرانان استفاده شود(چغازنبیل). بتدریج ماهیت این بناها تغییر یافت و کاخها یاقصرها در ایران مقر حکومت سلسله های مختلف شد؛ برای مثال در زمان هخامنشی تخت جمشید, در زمان اشکانی کاخ آشور, در زمان ساسانی تیسفون و کسری و سروستان را می توان نام برد. در دوره اسلامی اینگونه بناها بتدریج برای سکونت و امور حکومتی استفاده گردید.

از صدر اسلام کاخ یا بنای با شکوهی که در مقیاس برتر ساخته شده باشد, به جای نمانده است. شیوه معماری کاخ العمره و کاخ المشتی ـ که در زمان امویان احداث گردید و بقایای آن هنوز پابرجاست ـ از شیوه هنری عهد ساسانی اقتباس شده است.

از زمان صفوی احداث کاخها وارد مرحله تازه ای شد و در پایه تختهای سه گانه آنها (تبریز, قزوین و اصفهان) نمونه های جالب توجهی ساخته است.

کاخهای چهل ستون, هشت بهشت و عالی قاپوی اصفهان, صفی آباد بهشهر, فین کاشان و فرخ آباد ساری از مهمترین نمونه های شیوه معماری عهد صفویان هستند.

ایجاد کاخها به همین شیوه تا عهد نادرشاه (مانند کاخ خورشید کلات) و عهد قاجار (مانند کاخ صاحبقرانیه و شمس العماره) ادامه یافت.

کاخها در ایران نقشه های گوناگونی داشته است: برخی کوشک مانند بوده اند( مانند هشت بهشت صفی آباد), بعضی نقشه مربع و مستطیل داشته اند و برخی چند ضلعی بوده اند.

مهمترین مسأله در ساختن کاخها, بویژه از عهد صفوی به بعد, تزیین با کاشیکاری, گچبری, آیینه کاری و سنگ کاری است.

کاروانسراها

ساخت کاروانسرا با توجه به اوضاع اجتماعی, اقتصادی و مذهبی, از روزگاران قدیم در ایران مورد توجه خاص بوده است. به طور کلی کاروانسراها به دو گروه برون شهری و درون شهری تقسیم می شوند.

توسعه راههای تجارتی و زیارتی باعث شده که در بین جاده های کاروانی در سراسر کشور کاروانسراهایی برای توقف و استراحت کاروانیان بنا شود. موقعیت جغرافیایی, سیاسی و اقتصادی در ایران از علل ازدیاد و گسترش این بناها بوده است. در ایران به فاصله هر چهار فرسنگ(۲۶ کیلومتر) کاروانسرایی برای استراحت بنا شده است. زیارت شهرهای مذهبی مانند قم, مشهد و کربلا باعث شده بود تا کاروانسراهای متعددی در مسیر جاده هایی که به این شهرها منتهی می شود, احداث گردد(در مسیر خراسان بزرگ, غرب به شرق, کرمانشاه و مشهد). این راه ارتباطی مهم از غرب به شهرهای مذهبی نجف و کربلا و از شرق به حرم حضرت رضا(ع) در مشهد متصل می شده است. همچنین در زمان صفوی برای رفاه حال زائران, کاروانسراهایی در این مسیر بنا شده که در حال حاضر بقایای پنجاه کاروانسرا باقی است.

معماری کاروانسراهای ایران بسیار متنوع است. معماران با توجه به موقعیت اقلیمی سرزمین ایران, کاروانسراهایی با ویژگیهای گوناگون احداث کرده اند. در ساخت کاروانسراهای برون شهری از نقشه های چهار ایوانی, دو ایوانی, هشت ضلعی, مدور, کوهستانی و نوع کرانه خلیج فارس استفاده شده است. در احداث کاروانسراها مانند مساجد و مدارس بیشتر از طرح چهار ایوانی استفاده شده و اتاقهایی در اطراف حیاط, برای استفاده مسافران ساخته شده است. برخی از کاروانسراها با شیوه های آجر کاری, گچبری, و کاشیکاری مزین شده اند(مانند رباط شرف خراسان, کاروانسرای سپنج شاهرود و مهیار اصفهان).

حمامها

حمامها از دیگر بناهای غیر مذهبی ایران است که در شهرها و روستاهای مختلف احداث شده است. در ادیان مختلف آیین شستشو, غسل و تطهیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. طبق مدارک موجود توجه به پاکیزگی و طهارت در ایران زمین به دوران قدیم حتی پیش از زرتشت می رسد. بنابراین نیاز بشر به محلی برای شستشو و تطهیر, موجب احداث حمامها شده است. طبق مدارک باستانشناسی از جمله قدیمیترین حمامها, حمامی در تخت جمشید از دوره هخامنشی و حمامی در کاخ آشور متعلق به دوره اشکانیان است.

بعد از ظهور اسلام, پاکیزگی ـ بویژه غسلهای متعدد و وضو برای نمازهای پنجگانه ـ در زندگی روزمره مسلمانان از اهمیت ویژه ای برخوردار شد تا جایی که سخن گوهربار رسول اکرم(ص)«النظافه من الایمان» شعار هر مسلمان گردید.

در شهرهای اسلامی حمامها در گذرگاههای اصلی شهر, راسته بازارها و کاخهای حکومتی طوری ساخته می شد که برای تأمین آب بهداشتی و خروج فاضلاب مشکلی پیش نیاید. شاید بتوان گفت حمامها پس از مسجد و مدرسه یکی از مهمترین بناهای شهری محسوب می شدند.

فضای اصلی هر حمام, شامل بینه, میان در و گرمخانه بود. به این ترتیب که هر یک از فضاهای فوق به وسیله راهرو و هشتی از فضای دیگر جدا می شد تا دما و رطوبت هر فضا نسبت به فضای مجاور تنظیم شود. کف حمامها از سنگ مرمر و دیگر سنگها پوشیده شده بود, ازاره حمام با سنگ و کاشی تزیین می شد. از جمله تزیینات داخلی حمامها آهکبری به صورت ساده و رنگی بوده است (مانند حمام گنجعلیخان کرمان, کردشت میانه و خسرو آقا اصفهان).

قلعه ها

آغاز خانه سازی بشر همواره با اندیشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده است و قلعه ها مظاهر بارز اندیشه دفاعی انسان هستند.

به طور کلی قلعه ها به دو گروه عمده تقسیم می شود: قلعه های کوهستانی و قلعه های دشت. همانطور که در معرفی کاخها گفته شد, از یک بنا ممکن است استفاده های گوناگونی شود. از قلعه نیز در موقع آرامش و صلح به عنوان کاخ استفاده می شد. با این توضیح تخت جمشید را, با توجه به طراحی آن, می توان یک قلعه دانست. همچنین از تخت سلیمان در تکاب آذربایجان غربی ـ که مکانی مقدس بوده ـ گاهی به عنوان نیایشگاه و زمانی به عنوان کاخ استفاده می شده است.

بزرگترین و مستحکمترین قلعه هایی که در ایران بنا شده, متعلق به فرقه اسماعیلیه است. این قلعه ها در بلندیهای رشته کوههای البرز بنا شده اند(مانند الموت, لمبسر, گردکوه, سارو و امامه).

معماری اینگونه قلعه ها جنبه نظامی و دفاعی داشته و طرح و نقشه آنها ویژگیهای گوناگونی دارد. قلعه ها در صعب العبورترین بلندیهای کوهستانی بنا می شدند و چون طرح و نقشه ای از پیش آماده نداشتند, طراح یا معمار حصارها, برجها, اتاقها و ورودیها را با توجه به موقعیت طبیعی صخره ها, احداث می کرد. به این علت اغلب قلعه های کوهستانی دارای طرح هندسی مشخص نبودند. مصالح ساختمانی قلعه ها بیشتر قلوه سنگ و آجر, و ملاط آن ساروج و آهک بود.

قلعه هایی که در دشت برای محافضت از کاروانها و یا برای استفاده سربازان بنا می شد عمدتاً طرح هندسی مشخص داشتند و دارای نقشه های مربع, مستطیل, چند ضلعی و مدور بودند. این قلعه ها دارای برج و بارو بودند و مصالح ساختمانی آنها نیز از آجر و خشت بود (مانند قلعه گلی ورامین, میان گاله گرگان, قوشچی ارومیه و قلعه کهنه کرمانشاه).

در قرن دوازدهم هجری ایجاد قلعه در گذرگاهها به شیوه گذشته متوقف شد و پاسگاهها و سربازخانه هایی به شیوه جدید احداث گردید. همچنین در کرانه خلیج فارس قلعه هایی با سبک معماری غربی ساخته شد(مانند قلعه های هرمز, خارک, قشم و بندر عباس).

آب انبارها

موقعیت اقلیمی مناطق مختلف ایران تأثیر زیادی در ابداعات معماری این سرزمین داشته است. از روزگاران کهن در کنار طرحهای عمده تأمین آب مانند ایجاد قنات و ساختن سد, به ذخیره سازی آبهای زمستانی و مصرف آن در فصلهای کم آب و خشک سال نیز توجه شده است و «آب انبار» را به همین منظور بنا کرده اند. قدیمیترین نمونه به جای مانده, منبع ذخیره آب معبد چغازنبیل در خوزستان از دوره هخامنشی است.

آب انبارها به دو گروه کلی عمومی و خصوصی تقسیم می شوند. از نظر معماری آب انبارها شامل منبع ذخیره آب, پوشش منبع, بادگیر و هواکش, راه پله, پاشیر و سردر تزیینی و کتیبه هاست که در اشکال گوناگون مکعب, مستطیل, استوانه ای و چند ضلعی ساخته شده اند.

مصالح ساختمانی آنها سنگ و آجر, شفته آهک و ساروج است. تعدادی از این آب انبارها با آجر  و کاشی تزیین شده اند(مانند آب انبارهای قزوین, ده نمک سمنان و پنج بادگیر یزد).

بازارها

سابقه ایجاد بازار در ایران به روزگاران بسیار دور باز می گردد. طبق مدارک تاریخی بازار در بسیاری از شهرهای قبل از اسلام یکی از عناصر مهم شهری بوده است

پس از اسلام, گسترش شهرهای اسلامی و افزایش ارتباطات اجتماعی, ازدیاد راههای کاروانی, توسعه کاروانسراها و تبادلات اقتصادی موجب شکل گرفتن فضای بازرگانی و تولیدی موسوم به بازار شد. در شهرهای اسلامی بازار محور اصلی و مرکز اقتصادی شهر بوده و انبارهای مهم, مراکز تولیدی, مراکز توزیع کالاهای گوناگون و مبادلات پولی در آن جای داشتند.

بازارها بیشتر در امتداد مهمترین راههای اصلی شهر ساخته می شدند و در اغلب موارد راسته بازار شاهراه اصلی شهر نیز بود که مهمترین و شلوغترین دروازه ها را به مرکز شهر متصل می کرد(مانند بازار سلطانیه, بازار اصفهان و بازار نایین). در بیشتر شهرهای اسلامی مسجد جامع در کنار بازار قرار داشت.

دکانها در دو سوی راسته اصلی و راسته های فرعی قرار داشتند. برخی از راسته ها به عرضه کالاهای مخصوص اختصاص داشت؛ مانند بازار بزازها, کفاشها, زرگرها و آهنگرها. کاروانسراهای درون شهری ـ که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ـ اغلب در پشت دکانهای بازار قرار داشت و به وسیله راهرو یا فضای کوچک به بازار مرتبط می شد. بسیاری از سراها دو طبقه ساخته می شدند و همه آنها دارای حیاط مرکزی بودند.

طول بازارها اندازه مشخص و معینی نداشت و به نسبت وسعت شهر و رونق بازار متفاوت بود. طول راسته اصلی در شهرهای کوچک و متوسط در حدود چند صد متر و در شهرهای بزرگ, بیش از یک کیلومتر بود و عرض بازارها بین پنج تا ده متر بوده است.

در ساختمان بازارها از بهترین مصالح و شیوه های معماری استفاده می شد. ستونها و دیوارها بیشتر از سنگ و آجر بود و برای پوشاندن سقف از گچ و آجر استفاده می کردند. برای پوشاندن دهانه های بزرگ مانند چهار سوها و تیمچه ها از گنبد و کاربندی استفاده می شد. پشت بام بازارها هم بیشتر با کاهگل پوشانده می شد؛ زیرا کاهگل هم عایق حرارتی بود و هم عایق رطوبتی. کف بازارها اغلب خاکی بود که در اثر گذشت زمان کوبیده و محکم می شد. البته گاهی از سنگ وآجر برای پوشاندن کف بازار و حجره ها استفاده می کردند.

به هر حال, بازار یکی از مهمترین بناهای عمومی شهرهای گوناگون است که در وهله اول برای عرضه, تولید, تبادل و خرید و فروش کالا شکل گرفت, ولی بعدها کارکردهای متعدد فرهنگی و اجتماعی پیدا کرد. رشد و رونق اقتصادی منجر به پیدایش انواع بازار شد که از میان آنها می توان از بازارهای ادواری, بازارهای روستایی, بازارهای ثابت, بازار بین راهی و بازارهای شهری نام برد.

عناصر تشکیل دهنده معماری

هر بنای دوره اسلامی چه بنای مذهبی, مانند مسجد و مدرسه و چه غیر مذهبی, مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهای گوناگون تشکیل می شود و گاهی نیز ممکن است فضای تازه به صورت الحاقی به بناهای دیگر اضافه شود؛ مثلاً مناره یا منار در مسجد و مدرسه که جزیی از بناست و به طور مجزا هم کاربرد دارد.

بادگیر

معماران و استادکاران ایرانی با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی مناطق گوناگون ایران شیوه های معماری  را در شهر های مختلف توسعه بخشیدند؛ همان طور که به دلیل سرما ایجاد بناهای فاقد میانسرا در آذربایجان متداول بوده, ساختن بادگیر نیز در مناطق کویری رواج داشته است.

سالیان بس دراز, بادگیر یکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشک ایران بوده است. هر بادگیر شامل برجهای تهویه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برج یک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برای گرفتن نسیم و هدایت آن به اتاق همکف یا زیرزمین که رطوبت را از یک حوض آب اخذ می کند, تعبیه شده است.

در شهرهای کویری ایران مانند کاشان, یزد و کرمان از بادگیر در بناهای مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندین بادگیر ساخته شده (مانند آب انبار پنج بادگیر یزد).

پله

گرچه پله یک اثر معماری مهم به حساب نمی آید, ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپیچ داخل مناره ها و پله هایی که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشیرهای سراشیبی آب انبارها منتهی می شود از اهمیت ویژه ای برخوردارند. همچنین پله ها, راههای ارتباطی مفید به طبقه دوم یا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربرد ارتباطی, وسیله سبک کردن حجمهای ساختمانی نیز هستند(مانند بنای تایباد خراسان). مدرسه غیاثیه خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنین مسجد کبود تبریز پله هایی در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه های گنبد خانه یا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله ها اغلب آجر است.

سردابه

تعداد بسیاری از آرامگاهها مدفن اصلی شخصیتی مذهبی یا سیاسی هستند که زیر طبقه همکف ساخته می شدند. از آنجا که طبقه همکف باید محلی برای زیارت یا مراسم مذهبی می داشت, معمولاً محل تدفین را در طبقه ای پایین تر از سطح زمین می ساختند. احداث سردابه بیشتر در آرامگاههای ناحیه شمال و آذربایجان مرسوم بوده است.

از قرن هشتم هجری به بعد نصب ضریح چوبی در روی مزارها به صورت سمبلیک متداول شد. صندوقهای چوبی منبت کاری شده نام بسیاری از درودگران هنرمند را برخود دارد.

روشهای ساخت و تزیین

به طور کلی آگاهی ما از نحوه ساخت, طراحی و سایر امور ساختمانی دوره اسلامی بسیار کم و محدود است. بدون شک ایجاد بناها, چه مجموعه های مذهبی و چه غیر مذهبی, مستلزم آگاهی از علومی چون هندسه, ریاضی و طراحی بوده است و استادکاران طی قرون متمادی با بهره گیری از علوم, توانسته اند شاهکارهایی در هنر معماری به وجود آورند. متأسفانه در متون تاریخی دوره اسلامی مطالب مهم و تصاویر چندانی در مورد چگونگی ایجاد بناها به چشم نمی خورد. تنها نمونه های قابل ذکر دو نقاشی منسوب به بهزاد, با تاریخ ۸۷۲ هجری, در ظفرنامه و خمسه نظامی است. این نقاشیها در حال حاضر در دانشگاه هابکینز آمریکا نگهداری می شوند و در آنها نحوه ساخت مسجد جامع تیمور و همچنین کاخ خورنق به شیوه مینیاتور به تصویر کشیده شده است. در این نقاشیها تا حدودی تزیینات و ابزار و ابزار و وسایل معماری مرسوم آن روزگار مانند داربست, گونیای چوبی, اره, خط کش, بیل, تیشه, ماله, نردبان, و … و همچنین مصالح ساختمانی مانند سنگ, آجر, گچ, ملاط و کاشی و مراحل اجرای ساختمان نشان داده شده است.

برخی محققان بر این عقیده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره معماران دوره اسلامی و روشهای طراحی و ساختمانی آنها, این است که معماران در مقایسه با شاعران, فیلسوفان و مورخان, کمتر مورد توجه بوده اند. البته این رأی درست به نظر نمی رسد؛ زیرا در ادوار مختلف نیاز همگان به معمار و استادکاران ساختمانی برای ایجاد محلهای مسکونی, تجاری و عبادی امری مسلم بوده است.

مورخان اسلامی چون بیهقی, ابن خلدون و خواجه رشیدالدین, مطالب سودمندی درباره معماری و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اند معماران از علوم ریاضی و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چیز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزیدند. فارابی فیلسوف بزرگ ایران می گوید معماری مبتنی بر علم الحیل است و حیل, مهارت, هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. هندسه مبنای معماری بود و معمار بسیار ماهر و استاد را مهندس می گفتند که به معنای هندسه دان است.

همچنین متونی در دست است که در آنها از هندسه و طرحهای هندسی برای معماران بحث می شود و سراسر این کتابها دارای توضیحاتی است که به معماری عملی ارتباط پیدا می کند. بخشی از کتاب مفتاح الحساب نوشته جمشید کاشی ریاضیدان و منجم عصر تیموری, به معماری اختصاص یافته و در آن بخش از روشهای ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث می کند, از انواع طاقهایی که او شرح می دهد برخی را در بناهای تیموری می توان دید.

معماران, استادکاران, بنایان و دیگر گروههای وابسته به علم معماری, با آگاهی کامل از فن معماری و با ابتکار و ابداعات خاص خود و رعایت کامل اصول هندسه و مهارت های سنتی و همچنین الهام از عقاید دینی فضای معماری ایران را شکوهی جاودانه بخشیدند.

مسئولیت ساخت بنا نیز به عهده گروههای متعددی بوده است؛ مثلاً گروهی مسئول احداث ساختمان تا مرحله سفت کاری, و گروهی مسئول تزیینات بنا مانند آجرکاری, گچبری و کاشیکاری بوده اند. همچنین بین استادکاران, سلسله مراتبی وجود داشته, مانند مهندس, معمار, بنا, سرکارگر, سنگکار, گچکار, کاشیکار و کارگر ساده که هر یک مسئولیت خاصی داشتند.

لازم به یادآوری است که معماران ایرانی به علت فروتنی از ثبت کردن نام خود بر بناها خودداری می کردند؛ به همین علت جز تعدادی از بناها که نام معمار یا سازنده آن مشخص شد, بقیه فاقد نام استادکار یا سازنده آن است.

مصالح ساختمانی

مصالحی که در ایجاد بناهای دوره اسلامی به کار رفته متنوع است.

آجر. مهمترین مصالح ساختمانی در ایران قبل و بعد از اسلام بوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههای آجرپزی در سراسر ایران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا برای تزیین آن نیز نقش مهمی داشت و از اوایل اسلام تا دوره تیموری تزیین بیشتر بناها با آجرکاری است. همچنین از آجرهای تراشدار و قالبی نیز استفاده می شد. آجرهای پخته رنگهای گوناگونی چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تیره داشته که بیشتر در ابعاد ۳*۲۰*۲۰, ۵*۲۰*۲۰ و ۵*۲۵*۲۵ سانتیمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ایوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به کار می رفت(برجهای خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه).

گچ.گچ از دیگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار, در معماری استفاده شده است. از آنجایی که گچ از مصالح ارزان قیمت بوده و زود سفت می شده است, کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلی بناها, نوشتن کتیبه ها, تزیین محرابها, زیر گنبدها و ایوانها به کار می رفته است. بسیاری از بناهای عصر سلجوقی و ایلخانی با گچبری تزیین شده اند. اهمیت گچبری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان این رشته به «جصاص» معروف بودند ونام بسیاری از این هنرمندان در کتیبه های بناها به یادگار مانده است. علاوه بر این, هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شیوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی, گچکاری وصله ای, گچکاری توپر و توخالی, گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کرده اند(مانند اصفهان: محراب اولجایتو, زنجان: گنبد سلطانیه, همدان: گنبد علویان و اشترجان: محراب اشترجان).

کاشی.استفاده از کاشی برای تزیین و همچنین استحکام بخشیدن به بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بویژه در عهد تیموری و صفوی به اوج رسید. کاشی نقش عمده ای در تزیین بناهای دوره اسلامی داشت و با شیوه های متفاوت توسط هنرمندان کاشیکار به کار می رفت. استفاده از کاشیهای یک رنگ, کاشی هفت رنگ, کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی, ایلخانی و تیموری و صفوی در تزیین بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه یافته است. تزیین بخشهای گوناگون بنا, از پوشش گند و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زیر گنبد و دیوارها و محراب با کاشیهای مختلف, بویژه کاشیهای معرق, به بناهای مذهبی و غیر مذهبی ایران دوره اسلامی زیبایی خاصی بخشیده است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غیاثیه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد گوهر شاد, تبریز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام).

خشت.از دیگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ایران خشت است. در دوره اسلامی یا تمامی بنا از خشت بوده یا بخشی از دیوارها از خشت و بقیه از آجر بوده است. از آنجایی که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است, بناهای خشتی زیادی از روزگاران گذشته باقی نمانده است.

سنگ.در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده, بدنه, فرش کردن کف و تزیین بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعیت جغرافیایی و اقلیمی استفاده از سنگ در برخی نقاط چون آذربایجان بیشتر دیده می شود, اما بهره گیری از آن تقریباً در سراسر ایران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پی بنا و دیوارها اهمیت ویژه ای داشت و برای ساختن کتیبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سیاه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشیده و گاهی حجاری می شد ـ به کار می رفت(مرند: کاروانسرای مرند, شیراز: مسجد جامع, کاشان: کتیبه های مسجد میدان).

چوب.استفاده از چوب برای ساختن در, پنجره, صندوقهای ضریح, ستونها و تیر سقف و چهار چوب, از ویژگیهای معماری اسلامی است که در ناحیه مازندران و گیلان رواج بیشتری داشته است. درختهای تبریزی, سپیدار, چنار, کاج و گردو از جمله درختهایی بودند که از چوب آنها برای بخشهای گوناگون بنا استفاده می شده است(ورامین: مسجد مامع, تبریز: ارگ علیشاه, ساری: امام زاده صالح).

شیشه. کاوشهای باستانشناسی سالهای اخیر و همچنین بناهای باقیمانده از ادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شیشه های الوان به رنگهای سرخ, آبی, بنفش و سبز برای تأمین روشنایی و تزیین در و پنجره و قابهای گنبد خانه و شبستانها استفاده می شده است. همچنین مطالعه متون تاریخی و مشاهده مینیاتور های قرن ششم تا دوازدهم هجری نشان می دهد که شیشه, کاربرد وسیعی داشته است (خرگرد: غیاثیه, شاه زند: مقبره شیری بکا آقا, اصفهان: عالی قاپو).

 

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 21 Mar 2012  |
 تجهیزات لازم برای کلینیک ارتوپدی
دوستان اینم تجهیزات و مطالعات کلینیکارتوپدی ولی با عرز پوزش انگلیسیه که خودم معنیش کردم ولی چون کلماتش خیلی تخصصی بودن معنیش زیاد تعریف نداره.

Equipment Guide ListOrthopedic Clinic/Cast RoomSYMBOLQTY AIDESCRIPTIONT1A1CCCABINET, BASE WITH 2 DRAWERS, 2 HINGED DOORSAND 1 ADJUSTABLE SHELF, 910 mm W x 555 mm D x910 mm H (36"W X 22"D X 36"H), CORROSIONRESISTING STEEL TOP AND SPLASHBACKS, WITHWALL CABINET ABOVE WITH SLOPING TOP, 2 GLAZEDSLIDING DOORS AND 2 ADJUSTABLE GLASS SHELVES( PG-18-1, MCS 12301; PG-18-6, 12301-5, 5A)P-4181CCLAVATORY, SENSOR CONTROL (PG-18-1, MCS 15450;VOL. 3 SD 380)1CCPEGBOARD, PERFORATED, HEAVY DUTY, WITHHANGERS, 1220 mm x 2440 mm (48" X 96") (PG-18-1,MCS06200)T451CCSHELF, CORROSION RESISTING STEEL, 305 mm W x125 mm D (12"W X 5"D) (PG-18-1, MCS 10360)P-5071CCSINK, PLASTER, SINGLE COMPARTMENT, CRSDRAINBOARD WITHOUT CORRUGATIONS (PG-18-1,MCS15450; PG-18- 4, SD 4.1)1VVBULLETIN BOARD, 1220 mm W x 91 mm H (48"W X 36"H)1VVCABINET, INSTRUMENT AND DRESSING, 760 mm W x405 mm D x 1520 mm H (30"W x 16"D x 60"H)1VVCLOCK, BATTERY OPERATED1VVDISPENSER, BIFOLD PAPER TOWEL, SURFACEMOUNTED.1VVDISPENSER, SOAP, LIQUID, WALL MOUNTED2VVHOOK, COAT, WALL MOUNTEDARVVILLUMINATOR, X-RAY FILM, 120 VOLTS, 150 WATTS,WALL MOUNTED, INDIVIDUAL SWITCH FOR TWO,255 mm x 455 mm (14" X 17") RADIOGRAPHS, 790 mm Wx 500 mm H (31"W X 20"H)ARVVLIGHT, EXAMINING, PORTABLE, 120 VOLTS, 20 AMPS,APPROX., 455 mm DIAMETER x 1900 mm H (18"DIAMETER X 75"H)1VVRECEPTACLE, WASTE, STEP ON TYPE, APPROX.,305 mm (12") DIAMETERVA DESIGN GUIDEAMBULATORY CARE (Hospital Based)PAGE 6-13

 

 

معنیش  در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 27 Apr 2011  |
 طرح یک کلینیک ارتوپدی
سلام

بازم اومدم به سفارش یکی از دوستان خودم تو خرم آباد (مسعود جان)نقشه یه کلینیک ارتو ژدی رو براتون تو وبلاگم میزارم انشاللهکه مفید واقع بشه

Orthopedic clinic

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 27 Apr 2011  |
 رده بندی معماران ایرانی

مقاله‌های ردهٔ «معماران اهل ایران»

 

آ

ا

ب

خ

ز

س

س (ادامه)

ص

ع

غ

ف

ق

م

م (ادامه)

ن

ه

پ

چ

ک

ی

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 16 Mar 2011  |
 blak
home
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 13 Mar 2011  |
 زاحا حدید

Sheikh Zayed Bridge

Abu Dhabi, UAE
1997–2010


Construction Photography © Courtesy of Abu Dhabi Municipality


PROGRAM:

2 ways four lane highway bridge to Abu Dhabi Island

CLIENT:
Sheik Sultan Bin Zayid Al Nahyan

SIZE:
Lenght: 842 m
Height: 64 m
Width: 61 m

CONCEPT:
There is a highly mobile society, which requires a new route around the Gulf south shore, connecting the three Emirates together. In 1967 a steel arch bridge was built to connect the fledgling city of Abu Dhabi island to the mainland, followed by a second bridge built in the seventies, connecting downstream at the south side of Abu Dhabi Island. The location of the new (third) Gateway Crossing, close to the first bridge, is critical in the development and completion of the highway system. Conceived in an open setting, the bridge has the prospect of becoming a destination in itself and potential catalyst in the future urban growth of Abu Dhabi.

A collection, or strands of structures, gathered on one shore, are lifted and ‘propelled’ over the length of the channel. A sinusoidal waveform provides the structural silhouette shape across the channel. The mainland is the launch pad for the bridge structure emerging from the ground and approach road. The Road decks are cantilevered on each side of the spine structure. Steel arches rise and spring from mass concrete piers asymmetrically, in length, between the road decks to mark the mainland and the navigation channels. The spine splits and splays from one shore along the central void position, diverging under the road decks to the outside of the roadways at the other end of the bridge. The main bridge arch structure rises to a height of 60 m above water level with the road crowning to a height of 20 metres above mean water level.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 9 Mar 2011  |
 مفاهیم کلی معماری پایدار
كاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی به نام معماری پایدار را به‌ وجود آورده است
که مهم‌ترین سرفصل‌های آن را عناوین "معماری اکو - تک"، "معماری و انرژی" و "معماری سبز" تشكيل مي‌دهد.

معماری پایدار - كه در واقع زيرمجموعه طراحي پايدار است - را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. براي مثال، 50 درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبي قابل مشاهده است.

Open in new window
معماری پایدار، مانند ساير مقولات معماري، دارای اصول و قواعد خاص خود است و اين سه مرحله را در برمي‌گيرد:


صرفه جویی در منابع ، طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی و طراحی برای انسان
که هرکدام آنها استراتژی‌های ويژه خود را دارند.

شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که بايد طراحي آن را انجام دهد، می‌رساند.


مرحله صرفه جویی در منابع (Economy of Resources):

اين اصل از يك سو به بهره‌برداري مناسب از منابع و انرژي‌هاي تجديدناپذير مانندسوخت‌های فسیلی، در جهت کاهش مصرف مي‌پردازد و از سوي دیگر به کنترل و به کارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جدي دارد.


به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو ناميرا، انرژی حاصل از نور خورشید است که امروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آن استفاده می‌شود.

براي كنترل منابع، سه نوع استراتژي مي‌تواند مورد توجه قرارگيردکه شامل حفظ انرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه كه مشاهده مي‌شود، تمركز براين سه منبع، به دليل اهميت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.
Open in new window
مرحله طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی

(Life Cycle Design)

دومین اصل از معماری پایدار بر این فکر و یا نظریه استوار شده است که ماده از یک شکل قابل استفاده تبدیل به شكل ديگري مي‌شود، بدون اینکه به مفید بودن آن آسیبی رسیده باشد.

از سوي دیگر به‌واسطه این اصل، یکی از وظایف طراح، جلوگیری از آلودگی محیط است.

این نظریه برای رسیدن به این منظور در سه مرحله، ساختمان را مورد بررسی قرار می دهد. این مراحل به ترتیب عبارتند از:

مرحله پیش از ساخت، مرحله در حال ساخت و مرحله پس از ساخت.

باید توجه داشت که این مراحل به یکدیگر مرتبط بوده و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. براي مثال، می توان از مواد بازیافتی در مرحله پس از ساخت یک ساختمان به عنوان مصالح اولیه در مرحله ساخت ساختمانی دیگر استفاده کرد.

مرحله طراحی برای انسان (Humane Design):

اصل طراحی برای انسان، آخرین و شاید مهمترین اصل از معماری پایدار است. این اصل ریشه در نیازهایی دارد که برای حفظ و نگهداری عناصر زنجیره ای اکوسیستم لازم است که آنها نیز به نوبه خود بقای انسان را تضمین می کنند.


این اصل دارای سه استراتژی نگهداری از منابع طبیعی، طراحی شهری-طراحی سایت و راحتی انسان است که تمرکزشان بر افزایش همزیستی بین ساختمان و محیط بیرون از آن و بین ساختمان و افراد استفاده کننده از آنهاست.

در واقع می‌توان گفت که برای رسیدن به معماری پایدار، طراح بايد این مراحل و اصول را که تعریف کننده یک چارچوب اصلی برای طرحی پایدار است را در طرح خود لحاظ و برحسب مورد ترکیب و متعادل کند.

نمونه معماري پايدار؛ برج هرست (Hearst tower):


اين ساختمان درنيويورك قراردارد كه توسط نورمن فاستر، معمار بسيارمعروف، طراحي شده و نمونه‌اي بارز از يك بناي پايداراست.


معمار با انتخاب طرحي منحصر بفرد براي اين بنا، موجب كاهش 20 درصدي فولاد مصرفي در ساخت آن شده است. همچنين، ساختمان مجهز به سنسورهاي حساس به نور خورشيد براي تنظيم روشنايي لازم درفضاهاي داخلي است.


اين ساختمان به دليل اينكه دربيشتراوقات سال از هواي خارج از ساختمان به عنوان تهويه مطبوع استفاده مي‌كند، 22 درصد دي‌اكسيدكربن كمتر ‌وارد هوا مي‌كند
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 17 Oct 2010  |
 معماری پایدار
معماری پایدار چیست؟
کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی به نام معماری پایدار را به وجود آورده است
که مهم ترین سرفصل های آن را عناوین "معماری اکو - تک"، "معماری و انرژی" و "معماری سبز" تشکیل می دهد
● معماری پایدار
که در واقع زیرمجموعه طراحی پایدار است - را شاید بتوان یکی از جریان های مهم معاصر به حساب آورد که عکس العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می رود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمان ها مصرف می شود که این به نوبه خود منجر به بحران های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.
معماری پایدار، مانند سایر مقولات معماری، دارای اصول و قواعد خاص خود است و این سه مرحله را در برمی گیرد:
صرفه جویی در منابع ، طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی و طراحی برای انسان
که هرکدام آنها استراتژی های ویژه خود را دارند.
شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که باید طراحی آن را انجام دهد، می رساند.
● مرحله صرفه جویی در منابع (Economy of Resources):
این اصل از یک سو به بهره برداری مناسب از منابع و انرژی های تجدیدناپذیر [مفاهیم: انرژی تجدیدپذیر چیست؟] مانندسوخت های فسیلی، در جهت کاهش مصرف می پردازد و از سوی دیگر به کنترل و به کارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جدی دارد.
به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو نامیرا، انرژی حاصل از نور خورشید است که امروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آن استفاده می شود.
برای کنترل منابع، سه نوع استراتژی می تواند مورد توجه قرارگیردکه شامل حفظ انرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه که مشاهده می شود، تمرکز براین سه منبع، به دلیل اهمیت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.
● مرحله طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی
دومین اصل از معماری پایدار بر این فکر و یا نظریه استوار شده است که ماده از یک شکل قابل استفاده تبدیل به شکل دیگری می شود، بدون اینکه به مفید بودن آن آسیبی رسیده باشد.
از سوی دیگر به واسطه این اصل، یکی از وظایف طراح، جلوگیری از آلودگی محیط است.
این نظریه برای رسیدن به این منظور در سه مرحله، ساختمان را مورد بررسی قرار می دهد. این مراحل به ترتیب عبارتند از:
▪ مرحله پیش از ساخت، مرحله در حال ساخت و مرحله پس از ساخت.
باید توجه داشت که این مراحل به یکدیگر مرتبط بوده و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. برای مثال، می توان از مواد بازیافتی در مرحله پس از ساخت یک ساختمان به عنوان مصالح اولیه در مرحله ساخت ساختمانی دیگر استفاده کرد.
▪ مرحله طراحی برای انسان (Humane Design):
اصل طراحی برای انسان، آخرین و شاید مهمترین اصل از معماری پایدار است. این اصل ریشه در نیازهایی دارد که برای حفظ و نگهداری عناصر زنجیره ای اکوسیستم لازم است که آنها نیز به نوبه خود بقای انسان را تضمین می کنند.
این اصل دارای سه استراتژی نگهداری از منابع طبیعی، طراحی شهری-طراحی سایت و راحتی انسان است که تمرکزشان بر افزایش همزیستی بین ساختمان و محیط بیرون از آن و بین ساختمان و افراد استفاده کننده از آنهاست.
در واقع می توان گفت که برای رسیدن به معماری پایدار، طراح باید این مراحل و اصول را که تعریف کننده یک چارچوب اصلی برای طرحی پایدار است را در طرح خود لحاظ و برحسب مورد ترکیب و متعادل کند.
● نمونه معماری پایدار؛ برج هرست (Hearst tower):
این ساختمان درنیویورک قراردارد که توسط نورمن فاستر، معمار بسیارمعروف، طراحی شده و نمونه ای بارز از یک بنای پایداراست.
معمار با انتخاب طرحی منحصر بفرد برای این بنا، موجب کاهش ۲۰ درصدی فولاد مصرفی در ساخت آن شده است. همچنین، ساختمان مجهز به سنسورهای حساس به نور خورشید برای تنظیم روشنایی لازم درفضاهای داخلی است.
این ساختمان به دلیل اینکه دربیشتراوقات سال از هوای خارج از ساختمان به عنوان تهویه مطبوع استفاده می کند، ۲۲ درصد دی اکسیدکربن کمتر وارد هوا می کند
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 17 Oct 2010  |
 Biography(بیوگرافی زاحا حدید)
Biography

Zaha Hadid was born in 1950 in Baghdad, Iraq. She received a degree in mathematics from the American University of Beirut before moving to study at the Architectural Association School of Architecture in London. After graduating she worked with her former teachers, Rem Koolhaas and Elia Zenghelis at the Office for Metropolitan Architecture, becoming a partner in 1977. It was with Koolhaas that she met the engineer Peter Rice who gave her support and encouragement early on, at a time when her work seemed difficult to build. In 1980 she established her own London-based practice. During the 1980s she also taught at the Architectural Association. She has also taught at prestigious institutions around the world; she held the Kenzo Tange Chair at the Graduate School of Design, Harvard University, the Sullivan Chair at the University of Illinois at Chicago School of Architecture, guest professorships at the Hochschule für Bildende Künste in Hamburg, the Knowlton School of Architecture, at The Ohio State University, the Masters Studio at Columbia University, New York and the Eero Saarinen Visiting Professor of Architectural Design at the Yale School of Architecture, New Haven, Connecticut. In addition, she was made Honorary Member of the American Academy of Arts and Letters and an Honorary Fellow of the American Institute of Architects.[1] She has been on the Board of Trustees of The Architecture Foundation. She is currently Professor at the University of Applied Arts Vienna in Austria.

A winner of many international competitions, theoretically influential and groundbreaking, a number of Hadid's winning designs were initially never built: notably, The Peak Club in Hong Kong (1983) and the Cardiff Bay Opera House in Wales (1994). In 2002 Hadid won the international design competition to design Singapore's one-north masterplan. In 2005, her design won the competition for the new city casino of Basel, Switzerland. In 2004 Hadid became the first female recipient of the Pritzker Architecture Prize, architecture's equivalent of the Nobel Prize. Previously, she had been awarded an CBE for services to architecture. She is a member of the editorial board of the Encyclopædia Britannica. In 2006, Hadid was honored with a retrospective spanning her entire work at the Guggenheim Museum in New York. In that year she also received an Honorary Degree from the American University of Beirut.

Zaha Hadid's architectural design firm - Zaha Hadid Architects - is over 250 people strong, headquartered in London.

In 2008, she ranked 69th on the Forbes list of "The World's 100 Most Powerful Women".[2] On 2 January 2009, she was the guest editor of the BBC's flagship morning radio news programme, Today.[3]

Hadid is the designer of the Dongdaemun Design Plaza & Park in Seoul, South Korea, which is expected to be the centerpiece of the festivities for the city's designation as World Design Capital 2010. The complex is scheduled to be

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 معابد دوران یونان باستان
 

معبد رایجترین و بهترین نوع شناخته شده معماری عمومی یونان است و معبد عملکرد یکسانی مانند کلیسای مدرن نداشت. زیرا منبر زیذ آسمان باز در اراضی شهری یا در معبدی مقدس و قبل از معبد قرار می گرفت. معابد به عنوان ذخیره کنجینه های مربوط به آیین چند خدایی قرار می گرفت. معابد به عنوان ذخیره گنجینه های مربوط به آیین چند خدایی قرار می گرفت یا به عنوان مکان باستان بت ها بود ولی از زمان فیدیاس (Pheidias) به یک کار هنری بزرگ تبدیل شد. معبد جایی برای زاهدان خدا بود و در آنجا مجسمه ها ، کلاه خودها و اشلحه خو را به عنون صدقه رها می کردند. فضای داخل معبد یا سلا (cella) به عنوان جا خزینه قرار می گرفت و معمولاً یک ردیف دیگر از ستون داشت.

از دیگر فرم های به کار رفته توسط یونانی ها تولوس (Tholos) یا معبد دوار است که بهترین نمونه آن تولوس تئودوریوس(Teodorios) در شهر دلفی است که برای پرستش آتنا (خدای فرزانگی و آموزش) اختصاص داده شده است؛ پروپولیا (propylon) که به منزله ورودی جایگاه های مقدس است.( که بهترین نمونه آن پروپولیا آکروپولیس آتن است.)؛ خانه های فواره ای که در آن زنان کوزه های خ.د را از یک فواره عمومی پر می کردند؛ و استوا (stoa) که یک فضای بلند و کشیده و یک ردیف ستون در یک سمت استکه این ردیف به عنوان مغازه در مراکز تجاری شهر های یونانی بکار گرفته می شد. نمونه کامل یک استوا، استوای آتولوس در آتن وجود دارد. شهرهای یونانی با اندازه های قابل توجه یک ژیمناسیوم (gymnasium) یا پالاسترا ( palaestra)داشتند که یک مرکز اجتماعی برای شهروندان مرد بود. این فضاهای محصور شده به آسمان باز می شدند و فضایی برای مسابقات قهرمانی و ورزش بودند. شهرهای یونانی همچنین نیاز به یک بولتریون ( bouleterion) یا اتاق شورا بود؛ ساختمان بلند که به‌عنوان دادگاه ومکانی برای اجتماع شورای شورای شهر استفاده می شد، زیرا یونانی ها از تاق و گنبد استفاده نمی کردند زیرا نمی توانستند با این روش ساختمان هایی با فصضاها و دهنه های باز بسازندو بولترین ها ردیف هایی از ستون های داخلی بود که سقف را نگه می داشتند. هیچ نمونه ای از این ساختمان ها بر جا نمانده است.بالاخره، هر شهر یونانی یک (theatre) داشت که هم برای اجتماع های عمومی و هم اجراهای دراماتیک استفاده می شد. این نمایش ها از مراسم مذهبی ریشه می گرفتند و آنها تا قرن ۶ ق .م مجسمه های کلاسیک خود را بهترین نوع فرهنگ یونانی می پنداشتند. تئاترها عموماً در مکان های تپه ای ساخته می شدند و ردیف های نشستن نیمه دایره به دور صحنه نمایش (orchestra) داشتند. پشت صحنه نمایش یک ساختمان کوتاه (skene) وجود داشت که به عنوان فضای ذخیره و فضای لباس پوشیدن و فضایی برای پشت صحنه سازی صحنه نمایش بود. تعدادی از تئاترهای یونانی تقریباً سالم مانده اند و مشهورترین آن تئاتر اپیداروس (epidaurus) نام دارد.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 مجسمه زئوس

شهری که جایگاه اولیه بازیهای المپیک بوده و اصلا” نام این بازیها از آن گرفته شده است. در ارزش و مقام بازیهای المپیک در ایام باستان همین بس که در مدت بازیها جنگها متوقف می شد و ورزشکاران از آسیا صغیر، سوریه، مصر و … برای مسابقه و پرستش زئوس (Zeus) به شهر المپیا می آمدند.

zeusir مجسمه زئوس  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

تحقیقات تاریخی نشان میدهد که بازی های المپیک از سال ۷۷۶ قبل از میلاد آغاز شده است و بعدها در سال ۴۵۰ قبل از میلاد معبد زئوس توسط معماری بنام لیبون (Libon) ساخته شد. معبد زئوس بسیار ساده و با معماری معمولی یونان ساخته شد لذا لازم بود تا به نوعی عظمت و بزرگی زئوس در معبد ترسیم شود. راه حل چیزی نبود جز یک مجسمه با عظمت از زئوس، مجسمه سازی بنام فی دیاس (Pheidias) مسئول ساخت این مجسمه با شکوه شد.

فی دیاس تجربه ساخت مجسمه های بزرگ از طلا و عاج را داشت. کارگاه مجسمه سازی او هنوز در المپیا موجود است، او در آنجا قطعات مجسمه زئوس را ساخت و پس از پایان ساخت قطعات در معبد آنها را روی هم سوار کرد.

برای سالها معبد زئوس محل جذب ورزشکاران و بازدیدکنندگان از سراسر دنیا بود. در قرن اول میلاد یکی از امپراتورهای روم بنام گالیگولا (Galigula) قصد آنرا داشت که این مجسمه زیبا را به رم ببرد. اما در میان راه چهارچوب هایی که برای حمل مجسمه ساخته بودند شکست و خساراتی هم به مجسمه وارد شد بعدها این معبد و مجسمه زئوس در قرن دوم میلادی توسط یونانیان مرمت و باز سازی شد.

در سال ۳۹۱ پس از میلاد امپراتور یونان تئودسیوس اول (Theodosius I) بازی های المپیک را ممنوع کرد و درب های معبد زئوس را به روی همه بست. او بازی های المپیک را تمریناتی برای کفر و شرک می دانست. پس از آن باران، زلزله و … آسیبهای جدی به معبد زئوس وارد کرد تا اینکه قبل از قرن پنجم میلادی یکی از ثروتمندان یونان مجسمه زئوس را از معبد به شهری بنام کنستانتینوپل (Constantinople) – که امروز جزو خاک ترکیه و حوالی استانبول است – برد.

مجسمه زئوس در این شهر تا سال ۴۶۲ سالم نگهداری شد تا اینکه در این سال در یک آتش سوزی بسیار بزرگ تخریب شد. در نوشته های به جا مانده از یونان باستان آمده است که “با وجود آنکه معبد زئوس بسیار بزرگ است و با اینکه مجسمه، زئوس را در حالت نشسته نمایش می دهد اما سر مجسمه تقریبآ به سقف چسبیده است. ما نگران هستیم اگر چنانچه روزی زئوس بخواهد بایستد، سقف درهم خواهد شکست!”

ارتفاع مجسمه زئوس حدود ۱۳ متر بود و سطح مجسه به ابعاد ۶٫۵ در ۱ متر جای داده می شد، یونانیان باستان مجسمه زئوس را در مراسم مختلف با زیورآلات خاصی آرایش می کردند. در ارتباط با عظمت و زیبایی این مجسه جهانگرد معروف یونانی پاسانیاس (Pausanias) می نویسد :

“روی سر این مجسمه تاجی از برگ زیتون قرار داشت و در دست راست او نشان پیروزی … در دست چپ او عصای سلطنتی که مینا کاری شده بود و روی عصا یک عقاب از طلا نشسته بود. کفشهایش طلا بود و لباسهایش از پوست حیوانات و گل یاس و … تخت پادشاهی او از طلا، چوب آبنوس و عاج فیل ساخته شده بود.”

لازم به ذکر است که مجسمه زئوس یکی از عجایب هفتگانه باستانی می باشد.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 معبد زئوس

300px Templo de zeus 2 معبد زئوس  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

معبد زئوس معبدی بوده است که توسط فیدیاس در المپیا برای زئوس ساخته شد. ساختمان با شکوه این معبد بین سال‌های ۴۷۰ تا ۴۵۶ پیش از میلاد به دست یک معمار محلی بنا شد. این معبد شش‌گوش با سنگهای آهکی بزرگی که ستون‌های تو پُر و بزرگی آن‌ها را احاطه کرده بودند، ساخته شده بود و نمای آن توسط گچ تزیین شده بود. تا چند سال پس از پایان کار ساختمان معبد، تندیس مناسبی از زئوس در آن نبود. به همین دلیل تندیس‌سازی ماهر از آتن را برای ساختن تندیس زئوس انتخاب کردند

توضیحات کامل

معبد زئوس در یکصد و پنجاه کیلومتری غرب آتن در یونان، شهری تاریخی بنام المپیا (Olympia) قرار دارد، شهری که جایگاه اولیه بازیهای المپیک بوده و اصلا” نام این بازیها از آن گرفته شده است . در ارزش و مقام بازیهای المپیک در ایام باستان همین بس که در مدت بازیها جنگها متوقف می شد و ورزشکاران از آسیا صغیر، سوریه، مصر و … برای مسابقه و پرستش زئوس (Zeus) به شهر المپیا می آمدند. در ارزش و مقام بازیهای المپیک در ایام باستان همین بس که در مدت بازیها جنگها متوقف می شد و ورزشکاران از آسیا صغیر، سوریه، مصر و … برای مسابقه و پرستش زئوس (Zeus) به شهر المپیا می آمدند. تحقیقات تاریخی نشان میدهد که بازی های المپیک از سال ۷۷۶ قبل از میلاد آغاز شده است و بعدها در سال ۴۵۰ قبل از میلاد معبد زئوس توسط معماری بنام لیبون (Libon) ساخته شد. معبد زئوس بسیار ساده و با معماری معمولی یونان ساخته شد لذا لازم بود تا به نوعی عظمت و بزرگی زئوس در معبد ترسیم شود. راه حل چیزی نبود جز یک مجسمه با عظمت از زئوس، مجسمه سازی بنام فی دیاس (Pheidias) مسئول ساخت این مجسمه با شکوه شد.

0,,672525 4,00 معبد زئوس  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

فی دیاس تجربه ساخت مجسمه های بزرگ از طلا و عاج را داشت. کارگاه مجسمه سازی او هنوز در المپیا موجود است، او در آنجا قطعات مجسمه زئوس را ساخت و پس از پایان ساخت قطعات در معبد آنها را روی هم سوار کرد. برای سالها معبد زئوس محل جذب ورزشکاران و بازدیدکنندگان از سراسر دنیا بود. در قرن اول میلاد یکی از امپراتورهای روم بنام گالیگولا (Galigula) قصد آنرا داشت که این مجسمه زیبا را به رم ببرد. اما در میان راه چهارچوب هایی که برای حمل مجسمه ساخته بودند شکست و خساراتی هم به مجسمه وارد شد بعدها این معبد و مجسمه زئوس در قرن دوم میلادی توسط یونانیان مرمت و باز سازی شد. در سال ۳۹۱ پس از میلاد امپراتور یونان تئودسیوس اول (Theodosius I) بازی های المپیک را ممنوع کرد و درب های معبد زئوس را به روی همه بست. او بازی های المپیک را تمریناتی برای کفر و شرک می دانست. پس از آن باران، زلزله و … آسیبهای جدی به معبد زئوس وارد کرد تا اینکه قبل از قرن پنجم میلادی یکی از ثروتمندان یونان مجسمه زئوس را از معبد به شهری بنام کنستانتینوپل (Constantinople) – که امروز جزو خاک ترکیه و حوالی استانبول است .

مجسمه زئوس در این شهر تا سال ۴۶۲ سالم نگهداری شد تا اینکه در این سال در یک آتش سوزی بسیار بزرگ تخریب شد. در نوشته های به جا مانده از یونان باستان آمده است که “با وجود آنکه معبد زئوس بسیار بزرگ است و با اینکه مجسمه، زئوس را در حالت نشسته نمایش می دهد اما سر مجسمه تقریبآ به سقف چسبیده است. ما نگران هستیم اگر چنانچه روزی زئوس بخواهد بایستد، سقف درهم خواهد شکست!”

swgzo31 معبد زئوس  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

ارتفاع مجسمه زئوس حدود ۱۳ متر بود و سطح مجسه به ابعاد ۶/۵ در ۱ متر جای داده می شد، یونانیان باستان مجسمه زئوس را در مراسم مختلف با زیورآلات خاصی آرایش می کردند. در ارتباط با عظمت و زیبایی این مجسه جهانگرد معروف یونانی پاسانیاس (Pausanias) می نویسد : “روی سر این مجسمه تاجی از برگ زیتون قرار داشت و در دست راست او نشان پیروزی … در دست چپ او عصای سلطنتی که مینا کاری شده بود و روی عصا یک عقاب از طلا نشسته بود. کفشهایش طلا بود و لباسهایش از پوست حیوانات و گل یاس و … تخت پادشاهی او از طلا، چوب آبنوس و عاج فیل ساخته شده بود.”

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 معبد پارتنون
مهمترین بنای مجموعه آکروپلیس است. این بنا در عصر کلاسیک ساخته شده است. و برای الهه آتنا( خدای پیروزی ) که به افتخار او آتن هم از او نام گرفته ایجاد شده است. بنا بر روی بلندترین نقطه تپه آکروپلیس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی املاف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفید مصالح عمده بناست.
ساختمان به شیوه دوریک ساخته شده است. در فاصله سالهای ۴۳۲-۴۴۸ ق. م . ساخته شده است. بنا دور ستونی است. در ایوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاههای دیگر ، به جای شش ستون ، از هشت ستون و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است.

طول و عرض آن ۳۱ * ۷۰ متر و ارتفاع آن ۷۲/۱۳ متر که ارتفاع هر ستون ۴۳/۱۰ متر است. در این بنا دو شیوه دوریک و آیونیک با هم تلفیق شده اند از سبک دوریک برای فضای بیرون و از آیونیک برای فضای درون استفاده شده است. فضای داخلی پارتنون دارای دو بخش جداگانه است. فضای کوچکتر ( اتاق با کره یا پارتنون ) با پلانی تقریباً مربع شکل و فضای بزرگتر ( مقصوره ) با پلان مستطیل شکل که مجسمه الهه آتنا پارتنوس در آن قرار داشته است که مقصوره مستطیل شکل را به سه راهرو تقسیم کرده اند. ردیف ستونهای دوریک در مقصوره به صورت ستونهای دوتایی بر روی هم قرار گرفته اند و به عنوان ستونهای نگهدارنده سقف بکار گرفته شده اند ، در حالیکه ستونهای نگهدارنده بخش اتاق باکره به شیوه ایونیک است. ستونهای دوریک در نمای معبد ، نهایت تناسبات این شیوه را داراست. یعنی ارتفاع هر یک از آنها شش برابر قطر پایه مثال است. ستونهای نمای معبد انحنای ملایمی به درون دارند و فاصله های میان آنها یکسان نیست ، این فاصله ها در گوشه های معبد کمتر می شوند. همچنین ستونهای کناری دارای ضخامت بیشتر هستند. علت این امر جلوگیری از خطای دید است. زیرا ضخامت بیشتر ستونهای کناری از تغییر شکل یافتن آنها در اثر خطای دید جلوگیری می کند. شاید دلیل این ضخامت در گوشه ها برای بیان قدرت تحمل آنها در برابر بار سنگین است و این کار نه به خاطر عملکرد ساختمانی ، بلکه بیشتر برای بیان سمبلیک به کار گرفته شده است. معابدی چون پارتنون هیچ ارتباطی با عبادت عملی یک رب النوع ، که در حقیقت ضرورت اجتناب ناپذیر ساخت یک عبادتگاه است ندارد. از معابد برای نگهداری تصاویری از رب النوع ها استفاده می شود. معابد که نمادی از درک عمومی و اعتقادات مردم بودند ، به نقاط کانونی فعالیت هایی بدل شدند که به طور آرمانی موجب استحکام وحدت و توأم هویت شهروندان شدند. پارتنون یک بنای چشمگیر و نامتعارف است که نقش برجسته های بسیار آن آرمان های سپاهی و نظامی دولت شهر آتن را صورت بندی می کرد. در این معبد ستون های ایوان ها به وجه خاصی ساخته شده ، یعنی با شیارهای عمودی ( قاشقی ) تزیین گشته است ، گیلویی ها از ورقه های نازک فلز که منقش به نقوش زیبا هستند مستور شده اند.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 یونان باستان
در آغار هنر یونان به علت عدم آگاهی از تمایز طبقاتی ( مانند هنر مردمان مناطق دیگر ) با دعا و افسون و جادو توام بوده و هنری ائینی تلقی می شده است . این هنر بیانگر احساسات – پندارها و خواسته های مشترک اجتماع اولیه در سازمانهای آنها می باشد که به خاطر ابتدایی بودنش – خام و ناهنجار و خالی از احساسات شخصی ( هنرمند ) است . از این رو اثری فردی یا طبقاتی در این عصر دیده نمی شود .
یونانیان در عصر پهلوانی گری به علت جنگها و پیروزی های مختلف با فرهنگهای پیشرفته و متمدن آشنا شدند و به داد و ستد و تبادل فرهنگی دست یافتند . و به علت پیروزی و سلطه بر مردمان متمدن تر و با استفاده از سیستم بهره کشی در جهت اهداف سلطه جویانه به ترک اعتقادات نیاکان خویش پرداختند . این مسئله سبب بروز روحیه سرکشی و بی اعتنایی به قوانین گردید . به طوری که خصلتهای فردی را بر سنت و قانون ترجیح می دادند .
به مرور نظام اجتماعی سلطنتی به اتکای وفاداری امیران به زمین داران بزرگ – جایگزین نظام قبیله ای پیشین که فاقد وابستگی و پیوند های خویشاوندی پیشین بود – می گردد . از این رو پیوندها و مناسبات اخلاقی – فردی و عقلانی می شوند . طی سالها به علت تجزیه تدریجی قبیله ای و وفاداری امیران به ارباب و شهروندان به شهر با وجود تکیه اشراف به وحدت خانواده بالاخره مردم سالاری به پیروزی می رسد . با این تحولات و دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی – وظایف و شرائط و موقعیت های اجتماعی هنرمند به کلی دگرگون می شود و از گمنامی رهایی می یابد . هنر از شکل جمعی و آیینی خود خارج و به شکل دنیوی و غیر روحانی تجلی می یابد و با اتخاذ شیوه حماسی به حیات خود ادامه می دهد .
یونانیان مانند مصریان به هنر کاربردی ارزش و بهای کمتری می دادند تا به هنر انتزاعی . به این دلیل برای ادیبان و شعرا بیشتر از نقاشان و سنگ تراشان که با مواد سخت چون سنگ و گل سر و کار داشتند ارزش قائل بودند و فاصله اجتماعی زیادی بین هنرمندی که کار فکری می کرد و هنرمندی که با دستهای خود مشغول به کار بود وجود داشت . چنانکه شعرا که کار فکری داشتند از طرف اشراف و امیران حمایت می شدند در صورتی که نقاشان و سنگ تراشان از این امتیاز برخوردار نبودند . به همین خاطر از هنرهای دستی ( بصری – مکانی ) اطلاع کمتری در دست است تا هنرهای انتزاعی ( بیانی – زمانی ) و بیشتر مطالب ارائه شده در زمینه هنرهای بیانی ( مخصوصا شعر ) است تا هنرهای بصری .
با حمله و هجوم – دوریها – که مردمانی خشن و فاقد علائق هنری بودند عصر پهلوانی گری به پایان می رسد و شیفتگی آنها به ماجراجوئی کاهش می یابد .
ثروت به صورت گسترده تری توزیع می گردد و به کاهش تظاهر طبقات بالا می انجامد . آنه در زندگی شیوه فروتنانه تری را در پیش می گیرند . با تغییرات اجتماعی و اقتصادی موقعیت اجتماعی هر و هنرمند دگرگون می شود . بار دیگر هنر از شکل فردی – جداگانه و مستقل خود خارج می گردد و شکل جمعی و گروهی به خود می گیرد . هنرمندان با وحدت معنوی و کار گروهی مشترک به خلق آثار هنری می پردازند . این تغییرات به پیدایش نوع جدیدی از هنر می انجامد . این عصر فاقد عصر یادبودی ( بنائی و ساختمانی ) است و در آن از کاخ و پرستشگاه نشانی یافت نمی شود .
در قرن هفتم پیش از میلاد با پیدایش زندگی شهری شکل بندی های زندگی روستایی به سستی می گراید . در این دوره داد وستد رشد می یابد و اشرافیت در صنعت و سوداگری سهیم می شود . آثار این تحولات در هنر نمودار می شود . چنانکه هنر این دوره سنت گریز و فاقد دید محدود و ایستای روستایی است . با آغاز فعالیت گسترده پیکر تراشی و معماری یادبودنی – کاخها و پرستشگاه های باشکوه بنا می گردند . علیرغم این تحولات اصول نظری بر هنر این دوره حکمفرماست و با خود مهر و نشان اشرافیت را دارد . زیرا هنوز اشرافیت آن اقتدار را دارد تا ب دستگاه های حکومتی نظارت داشته باشد .
از قرن هفتم و ششم پیش از میلاد به این طرف به مرور موقعیت اقتصادی و سیاسی اشراف متزلزل می شود و توسط سوداگران از رهبری اقتصادی خلع می گردند . از آنجا که سوداگران بر خلاف اشراف زمیندار میل به اصالت فردی داشتند با پیروزی و پیشرفت در زمینه های اقتصادی – اجتماعی – فردگرائی جایگزین نظریه خویشاوندی می گردد . رشد و تسلط این ایده در زمینه های فرهنگی و هنری سبب شد که هنرمند به پرورش و بیان احساس خویش پرداخته شیوه فرداگرایانه را اتخاذ نماید .
روحیه فردگرائی و خردگرائی سبب کاهش هنر درباری ( نمایشات عظیم و باشکوه ) گشت و به سستی انگیزه ها و پیوند های مذهبی در هنر انجامید . با تضعیف شدن نفوذ مذهب بر هنر – آثار دنیوی جایگزین آثار قبلی شد . هنر با رهائی از سمبل های جادوئی – دیگر خدمتگزار مذهب نیست . ( البته از قدرت مذهب کاسته نمی شود فقط در هنر تضعیف می گردد ) .
از این پس مسیر هنر تغییر می یابد و به جای وسیله نفوذ بر خدایان – ارواح و انسانها به کشف زیبایی پرداخته و در خود شکوفا می شود و از قید و بندهای جادو گران – ثنا گوئی – ابزار تبلیغ و… رهایی می یابد .
در تاریخ برای اولین بار هنر با خارج شدن از حیطه ابزار کار با هدف در مسیر نهایی خود گام بر می دارد و در زمینه های گوناگون راه کمال می پیماید . بزرگترین تحول در تاریخ هنر ( هنر برای هنر ) صورت می گیرد . بررسی و پزوهش به صورت آزاد به وجود می آید و آثار هنری در خودشان خلق می شوند . اینگونه تحولات به دوره خاصی مربوط نیست بلکه سیر تکامل طبیعی نسل ها و قرنهای متمادی است . چنین است که برای اولین بار – دانش از خرافه های مذهبی و هر نوع اندیشه سوداگرانه – رهایی می یابد و هنر از جادو و مذهب جدا و مستقل می گردد . ( البته این گفتار به این منظور نیست که هنر کاملا از قید مذهب خارج گردیده است بلکه منظور شکل گیری هنر غیر مذهبی می باشد . چنانکه موسیقی به هر دو شکل مذهبی و غیر مذهبی مطرح بوده و به موازات هم با کیفیت های گوناگون رشد کرده است . هنرهای دیگر هم این روند را طی می کنند . )
آثار هنری زاییده شرائط اقتصادی اجتماعی است . در این عصر و به خاطر کسب در آمد – تجارت گسترش می یابد و مبادله پایاپای اولیه منجر به تقسیم کالا و ایجاد داد و ستد می گردد . همین امر سبب آشنایی عمیق تر در مورد پدیده های مشترک می شود . با متمایز شدن محتوا و شکل یک پدیده از یکدیگر این تصور پیش آمد که شکل می تواند مستقل عمل کند . بین این پندار و رشد ثروت و تخصصی شدن کار که در رابطه با آن است که موجب اندیشه مجرد می گردد و در نهایت به استقلال اشکال ذهنی می انجامد . آزادی برخی عناصر به منظور خلق شیوه های مستقل ( بدون چشم داشت مالی ) بیانگر رشد ثروت و اوقات فراغت است . حاکمان جامعه به منظور به خدمت درآوردن هنر ( فاقد هدف ) به پرداخت هزینه هایی در این زمینه می پردازند .
تحولات و دگرگونی های این عصر یونان را می توان در نمادهایی جستجو کرد که از فرهنگهای بیگانه بر یونانی ها اثر می گذاشت . بیگانگان سبب آگاهی آنان به رشد همه جانبه شئونات فرهنگی شان گردیدند و خود آگاهی را در آنان ایجاد کردند که به خودمختاری و خود انگیختگی شان منجر شد و شرائط اقتصادی هنر و فرهنگ آنها را هدایت کرد .
در قرن پنجم پیش از میلاد اشرافیت تجاری جایگزین اشرافیت دودمانی گردید و مشتی ربا خوار جای دولت طائفه ای را گرفت . در این دوره ( قرن پنجم پیش از میلاد ) هنر کلاسیک یونان آغاز وشکوفا می گردد . هنر آن عصر را عهد تکامل ( کلاسیک ) و هنر پیش از آن را عهد باستان ( آرکائیک ) نامیدند . در این دوره مهم ترین و ثمر بخش ترین کشفیات در زمینه طبیعت گرائی صورت گرفت به طوریکه در هر اثر – طبیعت گرائی و گرایش به انتزاع در هم پیوند خوردند .
هنر کلاسیک یونان در این عصر ( قرن پنجم پیش از میلاد ) به مفهوم امروزی خود کلاسیک نبود . بلکه خصوصیات و جلوه های مخصوص به خود داشت . در این سده – دموکراسی در یونان شکوفا می شود و از محدودیت هایی که بر آزادی فرد اعمال می شد کاسته می گردد . از قید و بندهایی که مانع آزادی می گردید خبری نبود – سنتهای موروثی محو می گردد . در نیمه دوم این قرن مضامین جدیدی که بر پایه دانش – اندیشه منطقی و ذهن پرورش یافته است جای آرمانهای اشرافی را می گیرد جنبش سوفسطائیان و گسترش لیبرالیسم که تحولی فلسفی و بازتاب شرائط اجتماعی است ظاهر می شود و دموکراسی بر هنر و اجتماع حاکم می شود . در پایان این سده اهمیت عناصر طبیعت گرایانه – عاطفی و فرد گرایانه در هنر افزایش می یابد و وهم گرائی و ذهنیت این دوره بیانگر لیبرالیسم اقتصادی و مردم سالاری می باشد . مردم این عصر انسان را معیار و مقیاس همه چیز می دانستند و بیشتر به خود مدیون و متکی بودند تا به نیاکانشان .
در سده چهارم به علت جنگ و ناکامی ها – هنر به سرنوشت شومی دچار شد زیرا بعد از جنگ سو استفاده کنندگان که شامل طبقه جدید و ثروتمند و زائیده شکوفائی تجاری بودند به منظور حفظ منافع خود سرمایه گذاری در آثار هنری را آغاز کردند و آن را به تملک خویش در آوردند . از این پس سیر تبلیغاتی هنر که به منظور مقاصد گوناگون و مفید خلق می شد تغییر یافت . لذت جوئی و معیار های زیبا شناسی جایگزین محتوا و مضمون گردید و هنر در خدمت تبلیغات طبقات ثروتمند درآمد .
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 تمدن چین

ساختمانهای اصلی باستانی چین را ساختمانهای با ترکیب بندی چوبی ملتهانو معماری عالی اقلیت ملی تشکیل می دهد .این ساختمانهای قدیمی در خاک فرهنگ سنتی چین رشد و نمو و پیشرفت کرده و پخته شده است وحائز ارزش عالی زیبائی شناسی و سطح بالای استادی و محتوی اهمیت دیرپای انساندوستانه میباشد. هنر معماری کهن چین سیستم هنری خاص جهان محسوب میشود که دارا ی تاریخ طویل و سبک معماری بسیار بارز بوده و در قلمرویی بسیار گسترده پراکنده است . معماری باستانی چین برمعماری قدیمی ژاپن ،کره و یتنام تأثیرا ت مستقیم داشته وبعد ازقرن ۱۷بر معماری اروپا نفوذ کرده است.

پیشینیان چین با نظر داشت شرایط مختلف طبیعی و جغرافیائی ،معماری کهن به شیوه های ساخت گوناگون وسبک متنوع هنری راخلق کرده اند. در شمال حوصه رودخانه زرد نیاکان چینی برای جلوگیری از سرما و باد و برف در ساخت خانه از الوار و خاک رس استفاده می کردند و در جنوب،بمبو و نی نیز جزوه مواد معماری بود و در بعضی مناطق بمنظور اجتناب از رطوبت و تشدید تصویه هوا ،در ساخت بنا ترکیبات مخصوصی کار گذاره میشد .

gudaijianzhu معماری ساختمان های باستانی چین  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

سیر پیشرفت معماری باستانی چین سه دوره را طی کرده است و دوران سلسله چین و حان ،دوران سلسلهتسوی “و تانو سلسله امپراتوری “مینوچینگرا شامل می شود . از این سه دوره ساختمانهای نمونه ای از جمله قصرها و کاخها،مقبره ها و شهرها و همچنین استحکامات جنگی و تاسیسات آبیاری باقی مانده است که از لحاظ شکل معماری و مواد ساختمانی
و
جوانب دیگر بر نسلهای بعدی بسیار تاثیر گذار بوده است . معذلک در سالیان دراز و بر اثر جنگ و آتش سوزی تعدادی از بناهای کهن و تاریخی در این سرزمین نابود گردیده و ساختمانهای باستانی چین که اکنون باقی مانده ، بیشتر مربو ط به دوران بعد از سلسلهتان“(قرن ۷میلادی)است

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 تمدن بیزانسی

تمدن بیزانس

هنر صدر مسیحیت و هنر اسلامی هنر بیزانسی (هنر بیزانسی پسین«معماری»)

 

در فاصله اواخر سده دهم و سده دوازدهم، با حمایت پادشاهان مقدونی، پدیده ای رخ داد که دومین شکوفایی یا دومین عصر طلایی بیزانس نامیده شده است؛ در این دوره فرهنگ بیزانسی یک بار دیگر با سرچشمه های هلنی خود مواجه شد و تا رسیدن به سبکهای به ارث رسیده از عصر یوستی نیانوس یا روزگار نخستین شکوفایی، با آنها همراه شد.
در فاصله اواخر سده دهم و سده دوازدهم، با حمایت پادشاهان مقدونی، پدیده ای رخ داد که دومین شکوفایی یا دومین عصر طلایی بیزانس نامیده شده است؛ در این دوره فرهنگ بیزانسی یک بار دیگر با سرچشمه های هلنی خود مواجه شد و تا رسیدن به سبکهای به ارث رسیده از عصر یوستی نیانوس یا روزگار نخستین شکوفایی، با آنها همراه شد.
‌● معماری
در معماری، سلسله تنوعاتی در صحن گنبددار مرکزی ظاهر شد. از بیرون که بنگریم ساختمان کلیسای نمونه وار بیزانس پسین، به شکل مکعب گنبددار (ندرتاً به شکل چهارگوش با قاعده ای غیر مربعی) است و مکعب بر روی گونه ای استوانه یا تنه مدور نهاده شده و بالا رفته است. کلیساها کوچک، عمودی و چهار شانه اند و بر خلاف ساختمانهای پیشین، بیزانسی، سطوح دیوارهای بیرونی شان با نقش برجسته تزیین شده اند.
در کلیسای تئوتوکوس که در حدود ۱۰۴۰ میلادی در هوسیوس لوکاس یونان ساخته شد، می توان شکل یک صلیب گنبددار را دید که چهار بازوی هم اندازه یا چهار بازوی طاق دار («صلیب یونانی») دارد. طرح معماری بیزانسی در کنار این واحد، و با مضاعف کردن آن، فضاهای درهم پیچیده گیج کننده ای آفرید.
در کلیسای بزرگتر کاتولیکون که به این کلیسا متصل است، سقفی گنبدی بر بالای یک هشت ضلعی محصور در یک مربع و نتیجه افزودن عناصری به نام سه کنج – طاقی، تیر زیر سری، با تیرهای حمال افقی که گوشه های مربع مزبور را به یکدیگر وصل می کنند – زده شده است این ترتیب کار، گسترش هوشیارانه طرحهای قدیمی تری چون نقشه مدور سانتاکوستانتسا، نقشه هشت گوش سان ویتاله، و گنبد متکی بر طاسچه های روی یک مربع در کلیسای ایاصوفیه است. هسته مرکزی کلیسای کاتولیکون در داخل دو راستگوشه قرار گرفته و راستگوشه بیرونی در حکم دیوارهای بیرونی آن است. بدین ترتیب در نقشه طبقه همکف، از مرکز به خارج، یک مجموعه دایره – هشت ضلعی – مربع – مستطیل دیده می شود که اجزایش ارتباط متقابل بسیار پیچیده ای با یکدیگر دارند.
ارتفاع داخل کلیسای کاتولیکون بازتابی از نقشه بغرنج آن است این کلیسا نیز همانند ساختمانهای پیشین بیزانسی، فضا و سطح، نور و تاریکی را به یک راز تبدیل می کند. فضای بلند و باریک درونی این کلیسا ما را بر آن می دارد که نگاهمان را به نقاط بالا متمرکز کنیم و به اطراف بچرخیم: «تأثیر کلی فضای درونی، القای زیبایی فوق العاده ناشی از تداخل پیچیده عناصر بلند و کوتاه، فضاهای هسته ای و کمکی دارای مناطق نورگیر روشن، کم نور و تاریک است».
بدین ترتیب فضاهای درونی پیچیده ای بوده اند که در سطوح بالاتر به گنبدهایی تماشایی با شکلهای مدور پدید می آورند که پرسپکتیوهای جا به جا شونده، به طرز برجسته ای در نظر بیننده زنده می کنند. نقشه کلیسای باشکوه حواریون که درروزگار یوسنی نیانوس ساخته شد و اکنون اثری از آن برجا نمانده است، در کلیسای سان مارکوی ونیز که به تقلید از آن ساخته شده، انعکاس یافته است
بنای اصلی کلیسای سان مارکو که به سده یازدهم مربوط می شود، در سطوح پایین، با افزوده های رومانسک و گوتیک، تغییر هیأت یافته است. ولی نقشه یا منظره هوایی گنبدها که در امتداد صلیبی با بازوهای برابر (این بار نیز صلیب یونانی) آرایش گرفته اند، ناگهان منشأ بیزانسی آن را آشکار می سازد، پوسته های بنایی شده درونی گنبدها با شکل های برآمده، چوبی و کلاهخود مانندی پوشیده شده اند که سطح بیرونی شان با ورقه های مس مطلاّ کاری شده است.
این ورقه ها نه فقط گنبدهای درونی را محافظت می کنند بلکه ترکیب بندی پرجلوه ای متناسب این کلیسای بزرگ جمهوری مغرور و نیز پدید می آورند و نیز، همچون راونا در ۱۲۰ کیلومتری جنوب خود، علیرغم استقلالی که در اوائل سده های میانه به دست آورده و صدها سال حفظ کرده بود، شدیداً تحت تأثیر بیزانس بود.
فضای درونی کلیسای سان مارکو، همچون نقشه اش، اساساً بیزانسی است، هرچند مقیاس بزرگ یوسنی نیانوسی و سکته های ناشی از بندهای گنبددار آن تا اندازه ای جزیی در اثر عناصر رومانک غربی دگرگون شده اند. بدون تردید طرز تأمین روشنای و سلسله موزاییکهای روایتی آن، تماماً بیزانسی اند.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 درس‌هایی از بزرگان معماری ـ 1
درس‌هایی از بزرگان معماری ـ 1



از لوكوربوزیه بیاموزیم



Month's Note

Lessons from Architecture’s Masters – 1

Let us Learn from Le Corbusier



آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه یك معمار تا چه اندازه باید بر پروژه‌هایی كه به او محول می‌شود، نظارت كامل و مستقیم داشته باشد؟ بدیهی است توانایی یك معمار در این امر به تعداد پروژه‌هایی كه توسط وی كار می‌شود، بستگی دارد؛ هر اندازه تعداد پروژه‌هایی كه در یك بازه زمانی معین به معمار ارجاع می‌شود، افزایش یابد، به همان اندازه، میزان نظارت و مدیریت او بر ابعاد مختلف نظری ـ عملی پروژه‌ها كاهش می‌یابد و معمار ناگزیر دست به دامن افراد دیگری برای پیشبرد آنها می‌شود. این دقیقاً همان وضعیتی است كه امروزه در كشور ما و حتی در جهان، در دفاتر معماران مطرح و شناخته‌شده اتفاق می‌افتد، بدین‌صورت كه به دلیل سابقه و شهرت این نوع معماران، كارهای زیادی به دفاتر این افراد ارجاع می‌شود كه آنها به هیچ وجه نمی‌توانند همزمان تمامی پروژه‌ها را به نحو احسن اداره كنند و بر كلیه مراحل طراحی نظارت نمایند، از این‌رو قسمت اعظم كار، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، توسط پرسنل شركت كه اكثراً از معماران جوان و دانشجویان معماری هستند، انجام می‌شود. بدین‌ترتیب در پایان كار، نام معمار مطرح و پرآوازه بر نقشه‌ها نقش می‌بندد، در حالی‌كه او از نظر فكری نقش بایسته خود را در روند پروژه ایفا نكرده و صرفاً از ثمره فكر چند معمار جوان استفاده نموده است. براستی چه لزومی دارد معماران مطرح این همه كار را قبول كنند، بدون اینكه توانایی نظارت عالیه بر روند طراحی تمام پروژه‌ها را داشته باشند؟ آیا غیر از انگیزه‌های مادی، دلیل و انگیزه دیگری را می‌توان برای این كار متصور شد؟



Le Corbusier



درباره آنچه گفته شد، ذكر نكته جالبی از زندگی حرفه‌ای لوكوربوزیه كه در كتاب «فضا، زمان، و معماری»، نوشته زیگفرید گیدیون، ترجمه مرحوم دكتر مزینی، به آن اشاره شده و واقعاً برای همه معماران آموزنده است، خالی از لطف نخواهد بود:

«بین سال‌های 1953 و 1964، قدر لوكوربوزیه شناخته شد و مانند دیگر پیشروان معماری تازه در این سنین انبوه كار به او روی آورد، بطوری كه ناگزیر برخی از آنان را رد كرد. یكی از دلایل رد كارها از جانب لوكوربوزیه این بود كه وی درست مانند یك نقاش و یا مجسمه‌ساز در تمام مراحل پیشرفت پروژه‌های خود شخصاً بر آنها نظارت مستقیم، كامل و مداوم داشت. برای وی غیر قابل تصور بود كه كارخانه معماری باز كند و از ثمره كار صدها معمار دیگر استفاده برد.

لوكوربوزیه مانند پیكاسو زندگی درویشانه بسیار ساده‌ای داشت و تا آخر عمر در همان آتلیه محقر خود كه در جوانی تأسیس كرده بود، كار كرد. این آتلیه اتاق كوچكی بیش نبود و شمار همكاران لوكوربوزیه هرگز از چهار یا پنج نفر بیشتر نشد. گاه اتفاق افتاد كه تنگی جا سبب شود نقشه‌های اجرایی كارها در جایی دیگر رسم شوند.»
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 ● جایزه معماری پریتزکر
جایزه معماری پریتزکر

جايزه معماری پريتزکر (Pritzker Architecture Prize) که هر سال به یک معمار زنده بخاطر کارهای بزرگ دوران زندگی­اش اهدا می­گردد، توسط خانواده پریتزکر و از طریق بنیاد هایت (Hyatt Foundation) در سال 1979 بنیان گذاشته شد. هدف این جایزه که اغلب به عنوان «نوبل معماری»، «معتبرترین جایزه معماری» و یا «بزرگترین افتخار رشته معماری» توصیف می­شود، بزرگداشت یک معمار زنده است که کارهای ساخته­شده او نشان­دهنده مجموعه­ای از ویژگی­هایی همچون استعداد، بینش و تعهد بوده و از طریق هنر معماری کمک­های قابل­توجه و ماندگاری به بشریت و محیط ساخته­شده عرضه کرده باشد.
عنوان جایزه از نام خانواده پریتزکر گرفته شده است که از دیرباز بخاطر پشتیبانی از فعالیت­های آموزشی، مذهبی، خیریه اجتماعی، علمی، پزشکی و فرهنگی در شیکاگو مشهور بوده­اند. خانواده پریتزکر به علت علاقه شدیدشان به ساختمان که ناشی از اشتغال آنان به توسعه هتل­های هایت (Hyatt Hotels) در اقصی­نقاط جهان می­باشد و همچنین بدین خاطر که معماری به عنوان یک تلاش خلاقانه در جوایز نوبل در نظر گرفته نشده است، رشته معماری را برای اعطای جایزه برگزیده­اند.
توماس جی. پریتزکر (Thomas J. Pritzker)، رئیس کنونی بنیاد هایت، در خصوص تاریخچه جایزه پریتزکر چنین توضیح می­دهد: «خانواده ما به عنوان ساکنان بومی و اصیل شیکاگو، بخاطر زندگی در خاستگاه آسمانخراش­ها، شهری مملو از ساختمان­های طراحی­شده توسط طلایه­داران معماری همچون لوئیس سالیوان، فرانک لویدرایت، میس ون­دررو و بسیاری از افراد دیگر، اطلاعات و آگاهی زیادی درباره معماری داشتند.» او در ادامه می­گوید: «ما در سال 1967 یک ساختمان نیمه­تمام خریداری کردیم تا آن را به دفتر هایت در آتلانتا تبدیل کنیم. آتریوم بالاآمده آن در همان حالت اصلی­اش به خوبی قابل استفاده بود و از این­رو به بخش نمادین هتل­های هایت در سراسر جهان تبدیل شد. خیلی زود تأثیر مسلم این طرح بر حال­وهوای مهمانان و طرز برخورد کارمندان­مان مشخص گشت. با اینکه معماری شیکاگو توجه ما را نسبت به هنر معماری جلب نموده بود، لیکن کار ما برای طراحی و ساخت هتل­ها، ما را از تأثیری که معماری می­تواند بر رفتار انسان داشته باشد، آگاه نمود. از این­رو در سال 1978، زمانی که ما به فکر بزرگداشت معماران زنده افتادیم، کاملاً متأثر از هنر معماری بودیم. پدر و مادرم بر این باور بودند که یک جایزه هدف­مند، گذشته از اینکه باعث افزایش و تقویت آگاهی و توجه عمومی نسبت به ساختمان­ها خواهد شد، خلاقیت بسیار زیادی نیز در حرفه معماری ایجاد خواهد نمود.»
از سال 1979 تاکنون، هر سال یک برنده برای جایزه معماری پریتزکر انتخاب شده است، بجز سال­های 1988 و 2001 که در هر یک از این سال­ها دو برنده برای دریافت جایزه معرفی گردید. نخستین بار در سال 1988، به مناسبت جشن دهمین سالگرد برگزاری جایزه، گوردن بون­شافت (Gordon Bunshaft) از ایالات متحده و اسکار نیمه­یر (Oscar Niemeyer) از برزیل، مشترکاً برای دریافت جایزه انتخاب شدند. در سال 2001 نیز ژاک هرزوگ (Jacques Herzog) و پی­یر دمورن (Pierre de Meuron)، دو شریک از یک شرکت سویسی، به عنوان برنده جایزه انتخاب گردیدند، زیرا داوران معتقد بودند که این دو معمار چنان تنگاتنگ یکدیگر کار می­کنند که هر یک در واقع توانایی­ها و استعدادهای آن دیگری را تکمیل می­کند و کار آنان حاصل همکاری­های صادقانه و درازمدتی است که قدردانی از یکی آنان، بدون تجلیل از دیگری را ناممکن می­کند.
بسیاری از روش­های برگزاری جایزه پریتزکر همچون شیوه­ گزینش برندگان و اعطای پاداش­ها دقیقاً مشابه جایزه نوبل طرح­ریزی شده­اند. برندگان جایزه پریتزکر یک پاداش 100،000 دلاری، یک تقدیرنامه رسمی و از سال 1987 یک مدالیون برنز دریافت می­کنند. تا پیش از این سال، یک مجسمه هنری مور (Henry Moore)، ساخته­شده به تعداد محدود، به هر برنده اهدا می­شد.
نامزدهای دریافت جایزه از تمامی کشورها پذیرفته می­شوند؛ از صاحب­منصبان دولتی، نویسندگان، منتقدین، دانشگاهیان، معماران همکار و شریک، مجامع معماری یا صاحبان صنایع، در واقع هر کسی که شاید در پیشرفت معماری مطلوب سهیم بوده است. پذیرش نامزدها در سال­های مختلف طی یک روند پیوسته صورت می­گیرد و در ژانویه هر سال پایان می­یابد. نامزدهای پذیرفته­شده بعد از پایان این مدت، بطور خودکار برای جایزه سال تقویمی بعد در نظر گرفته می­شوند. انتخاب نهایی برنده از میان نامزدها، بدون در نظر گرفتن ملیت، نژاد، عقیده یا ایدئولوژی آنها، توسط هیئت داوران بین­المللی، با شور و رأی­گیری مخفی انجام می­شود. تا به امروز بالغ بر 500 نفر از بیش از 47 کشور جهان نامزد دریافت این جایزه بوده­اند.
مراسم اهدای جایزه، بخاطر تجلیل از معماری سایر دوره­های تاریخی و یا کارهای برندگان پیشین جایزه، هر سال در یکی از نقاط مختلف جهان که از نظر تاریخی و یا معماری دارای اهمیت و ارزش باشند، برگزار می­گردد.

برندگان جایزه معماری پریتزکر
اسامی برندگان جایزه معماری پریتزکر طی 27 سال برگزاری این جایزه، به شرح زیر است:

1. سال 1979: فیلیپ جانسون (Philip Johnson) از ایالات متحده

2. سال 1980: لوئیس باراگان (Luis Barragan) از مکزیک

3. سال 1981: جیمز استرلینگ (James Stirling) از انگلستان

4. سال 1982: کوین روشه (Kevin Roche) از ایالات متحده

5. سال 1983: یو مینگ پی (Ieoh Ming Pei) از ایالات متحده

6. سال 1984: ریچارد مه­یر (Richard Meier) از ایالات متحده

7. سال 1985: هانس هولاین (Hans Hollein) از استرالیا

8. سال 1986: گاتفرید بوهم (Gottfried Boehm) از آلمان

9. سال 1987: کنزو تانگه (Kenzo Tange) از ژاپن

10. سال 1988: گوردن بون­شافت (Gordon Bunshaft) از ایالات متحده و اسکار نیمه­یر (Oscar Niemeyer) از برزیل

11. سال 1989: فرانک گری (Frank O. Gehry) از ایالات متحده

12. سال 1990: آلدو روسی (Aldo Rossi) از ایتالیا

13. سال 1991: رابرت ونتوری (Robert Venturi) از ایالات متحده

14. سال 1992: آلوارو سیزا (Alvaro Siza) از پرتغال

15. سال 1993: فومیهیکو ماکی (Fumihiko Maki) از ژاپن

16. سال 1994: کریستین دو پورتزامپارک (Christian de Portzamparc) از فرانسه

17. سال 1995: تادائو آندو (Tadao Ando) از ژاپن

18. سال 1996: رافائل مونئو (Rafael Moneo) از اسپانیا

19. سال 1997: سور فهن (Sverre Fehn) از نروژ

20. سال 1998: رنزو پیانو (Renzo Piano) از ایتالیا

21. سال 1999: سر نورمن فاستر (Sir Norman Foster) از انگلستان

22. سال 2000: رم کولهاس (Rem Koolhaas) از هلند

23. سال 2001: ژاک هرزوگ (Jacques Herzog) و پی­یر دمورن (Pierre de Meuron) از سوئیس

24. سال 2002: گلن مورکات (Glenn Murcutt) از استرالیا

25. سال 2003: یورن اتزن (Jørn Utzon) از دانمارک

26. سال 2004: زاها حدید (Zaha Hadid) از انگلستان

27. سال 2005: تام مین (Thomas Mayne) از آمریکا

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
 معماری از نگاه فلسفی _افلاطون

شهرِ آرمانی

می توانم مدعی شوم که برای بار اول است که به لفظ شهرِ آرمانی اینگونه پرداخته می شود؛که البته این خود نشان از توهمات و تشنجات فکری شخص من است.لازم است مراتب پوزش را هم به پیشگاه بزرگ ادیبان و عظیم نظریه پردازان این تمدن هفت هزارساله، به تعبیر خیام به جا آورم.

 

دریافتیم که رسیدن به یک آرمانشهر که فرد بتواند در آن تمام آرمانهای خود را عملی ببیند،به هیچ روی امکان پذیر نیست؛که برای اثبات آن هم از نظریه ها و مثالهایی استفاده کردیم که به نظر من،فرض فساد آور بودن قدرت بهترین دلیل برای پی بردن به این موضوع است.

کاملا روشن و بدیهی است که فرد در آرمانشهر خود،به قدرت می رسد؛و فرد زمینی بدون هیچ پشتوانه ی آسمانی نمی تواند از فسادی که قدرت با خود به ارمغان می آورد بگریزد و آن را نپذیرد.

 

با این تفاصیر و محتوم بودن میل فطری انسان در رسیدن به کمال و زندگی در جامعه ای آرمانی؛اینک خود را موظف می داینم که به طرح دوباره ولی پیرایش شده یک نظریه ی جدید بپردازیم.

همانطور که گفتیم روشن شد رسیدن به یک آرمانشهر،به دلیل تعدد آراء در پندارها و گفتارها از آن ممکن نیست.

ولی رسیدن به یک شهرِ آرمانی چه؟

گفتیم که برای اولین بار ما در این مقاله بین آرمانشهر و شهرِ آرمانی یا جامعه ی آرمانی تفاوت و تمایز مفهومی قایل می شویم.برای واضح تر شدن موضوع به تعریف شهرِ آرمانی می پردازیم.

شهرِ آرمانی از دیدگاه ما به شهر و جامعه ای اتلاق می شود که در آن افراد با توجه به اصل اقلیت و اکثریت در پی آرمانهای خودند.حال یک نگاره از شهرِ آرمانی ارائه می دهیم تا تصور آن ممکن شود:

  • جامعه ای که در آن آزادی تا جایی وجود دارد که حقوق دیگر افراد پایمال نشود.
  • جامعه ای که هیچ حکومت تمامیت خواهی در آن بر همه چیز انسانها حکم نمی راند.
  • شهری که در آن حقوق اکثریت،نسبت به اقلیت ارجحیت دارد.
  • شهری که به افراد برای رسیدن به آرمانهاشان کمک می کند،تا جایی که به آرمان دیگران لطمه نخورد.

ü   در مورد آن شهر آرمانی باز هم باید افراد حاضر در آن و آرمانهاشان تاثیرگزار باشند و گفته های ما به طور یقین تصویر باطلی از آن جامعه بدست می دهد.و به همین منظور است که من به هیچ وجه  نمی توانم گفته فارابی را برای این شهرِ آرمانی متصور شوم.آن افراد و آرمانهای آنان باید مدل حکومتی و سیاسی آن شهرِ آرمانی را تبیین کند.

 

 

اما بسیار نیکوست که بر باورهای دینی خود هم نظر داشته باشیم که با باور بر رسیدن صبحی موجود و آمدن مهدی ای موعود،يقينا آينده جلوه اي جز نور و روشنائي ندارد و تاريكي محكوم به فنا و نيستي خواهد بود ، چرا كه:(( "إن الأرض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين"

به اميد صبح ظهور مولايمان امام عصر (ارواحنا له الفداء) . .

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Mon 19 Apr 2010  |
  تادائو آندو
معمار نور و سکوت                   تادائو آندو

تاداو آندو در سال 1941 در اوساکای ژاپن به دنیا آمد، آندو از سن 10-17 سالگی در یک کارگاه نجاری کار می کرد. وی اغلب به ساخت مدل های چوبی از کشتی و هواپیما می پرداخت، او صنعت و ساختار سنتی چوبی ژاپنی را از یک نجار که مغازه ی او در خیابان مقابل خانه شان بود، فرا گرفت.

از سال 1962-1969، در دهه ی 20 سالگی، آندو تصمیم به یادگیری خودآموز مستقیم معماری گرفت، که او را به خارج از ژاپن برای مشاهده ی معابد، مقابر و چای خانه ها، به اروپا، آفریقا و آمریکا برد. او معماری را با رفتن و دیدن ساختمان های واقعی و مطالعه ی کتاب هایی در مورد کارهای معمارانی از قبیل : لوکوربوزیه، میس ون در روهه، آلوار آلتو، فرنک لوید رایت و لویی کان یاد گرفت. وی قبل از بازگشت به اوساکا در سن 28 سالگی و باز کردن دفترش، به عنوان استادیار در دانشگاه های توکیو، هاروارد، کلومبیا بوده است.

تقریباً همه پروژه های وی، از بتن عریان به عنوان ماده اولیه ساخته شده اند. او برای به دست آوردن بتن نرم تمیز و کامل برای ساختمان هایش، دقت زیادی در ساخت و قالب گیری فرم های بتنی می کرد.

اکثر پروژه های تادائو آندو در ژاپن قرار دارند و به طور متمرکز در اوساکا، جایی که او به دنیا آمده بزرگ شده و هم اکنون زندگی و کار می کند. علاوه بر یک سری ساختمان های مذهبی، وی موزه ها، ساختمانهای تجاری که شامل ادارات، کارخانجات و مراکز خرید می باشد را طراحی کرده است. به هرحال خط مشی حرفه ای او با پروژه های مسکونی شروع شده.

آثار:

  • Tomishima House, Osaka, Japan, 1973
  • Uchida House, 1974
  • Uno House, Kyoto, Japan, 1974
  • Hiraoka House, Hyōgo Prefecture, Japan, 1974

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sat 3 Apr 2010  |
 مقايسه معماري مدرن و ديكانستراكشن

مقدمه

 

در بررسي آثار معماري در ادوار مختلف تاريخ مي‌توان به رابطه‌ي مستقيم و عميق بين نحوه‌ي نگرش و ايدئولوژي بشر نسبت به هستي و اعتقادات او و به طور كلي آن چه را فرهنگ مي‌ناميم و آنچه كه به عنوان اثر معماري عرضه مي‌نمايد پي برد.

به اين معني كه نحوه ی تفكر و تفسيرانسان از هستي در شكل‌گيري معماري او به شدت تأثيرگذار بوده است. به عبارت ديگر آن چه به عنوان كالبد معماري شكل مي‌گيرد، متأثر از كيفيات روحي است، كه خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ي نقاشي كودكي كه از روي آن مي‌توان به نحوه تفكر و حالات رواني كودك در هنگام خلق نقاشي‌اش پي برد.

مقارن با تحولات عظيمي كه در چند قرن اخير در حوزه‌ي تفكر صورت گرفته است، معماري نيز دستخوش دگرگوني‌هايي گرديده كه باز خورد آن را مي‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به اين معني كه، اين معماري است كه آن تفكرات را توصيف مي‌كند.

هر تفكر جديد و يا نظريه ی علمي تازه باعث ايجاد سبكي نو در معماري شده است.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sat 3 Apr 2010  |
 عجیب ترین پله های دنیا
عجیب ترین ها در معماری ( عجایب معماری )






برای مشاهده عکس کامل روی این نوار کلیک کنید.

برای مشاهده عکس کامل روی این نوار کلیک کنید.








منبع: سایت آیگاه
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 استادیوم های بزرگ دنیا
جایب معماری جهان - استادیومهای ورزشی


Al Khalifa Sports Complex

استادیوم چند منظوره الخلیفه در دوحه قطر:این استادیوم درسال ۲۰۰۶ به بهره برداری رسید

با این استادیوم کشور کوچک قطر دارای بزرگترین استادیوم چند منظوره دنیا شد. این استادیوم که با هزینه ای بالغ بر ۲.۸ میلیارد دلار ساخته شد جهت انجام بازیهای آسیائی دوحه در سال ۲۰۰۶ مورد استفاده قرار گرفت .برگزاری هم زمان ۳۵ رشته ورزشی و پذیرائی از ۲۰۰۰۰ورزشکار ووسعت ۲۹۰۰۰۰ متر مربعی مکان مسقف آن قابل تامل است .



New Wembley Stadium

استادیوم جدید ویمبلی در لندن : ساخته شده در سال ۲۰۰۶ وبا ظرفیت ۹۰۰۰۰صندلی .این استادیوم بزرگترین استادیوم فوتبال دنیاست که دارای سقف منحصر بفرد است .






Cardinals Stadium - Glendale, Arizona

استادیوم کاردینال آریزونا واقع در شمال آمریکا پس از بازگشائی در بهار سال ۲۰۰۸ یکی از پیشرفته ترین استادیومها ی منطقه خواهد بود .این استادیوم با تکنولوژی بکاررفته درآن قادراست که طی مدت ۴۵ دقیقه ۱۲ میلیون پوند زمین چمن خودرا جابجا نماید . طراحان دلیل این جابجائی را هزینه ۵۰ میلیون دلاری نگهداری زمین چمن در ورزشگاههای سرپوشیده اعلام می نمایند. سقف پارچه ای این استادیوم نیز متحرک بوده ودر زمانهای لازم بسته وباز می شود.






Ski Dubai

پیست اسكی دبی: در شهری كه حرارت آن گاهی به حدود ۶۰ درجه سانتی گراد میرسد و در محیطی كه مردم بومی آنجا در طول عمر خود برفی ندیده اند .بزرگترین پیست اسكی سرپوشیده جهان ساخته شده است . این پیست ۳۲۲۹۰ فوت مربعی دارای ۵ پیست به طول ۱۳۱۲ فوت می باشد . در كنار این سالن عظیم سرپوشیده یك بازار مجهز نیز پیش بینی شده




National Swimming Center

مركز آبی پكن كه جهت بازیهای المپیك ۲۰۰۸ درحال ساخت می باشد یكی از مجهز ترین مراكز آبی جهان خواهد بود كه دیوارهای بیرونی آن با استفاده از نور - می تواند تصاویر آبشارو هاله هائی از نمایش آب را به معرض نمایش بگذارد.
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 خانه های عجیب در جاهای عجیب
خانه هایی عجیب در مكانهایی عجیب تر



بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

بیا تو بندر | www.bia2bnd.com

عکس هایی از شهری ترسناک و عجیب / City of Scary

عکس هایی از شهری ترسناک و عجیب / City of Scary

عکس هایی از شهری ترسناک و عجیب / City of Scary

عکس هایی از شهری ترسناک و عجیب / City of Scary

عکس هایی از شهری ترسناک و عجیب / City of Scary

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 اسکیس از زاحا حدید
sehpa coffee table
experimental building sketch
korugan eskizi bunker sketch
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 بهترین ایده و کتنسبت
22 دی 88 - 22:42
 

Armadillo is designed with the idea that bluethooth headset, which is basicly a sort of interpreter, should be seen as a living object. It’s most outstanding feature is; its being formed into different shapes and adjusted to different anatomic structures . The blue-red lights on the microphone part and it’s button that flashes on and off just like breathing, is the indicator of its being alive. Armadillo, with its various colour and texture options, is an elegant auxiliary for fast sets and fashion followers.

eskizler sketchs

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 کانسبت و اسکیس طرح صندلی
22 دی 88 - 22:43
 


eskizler sketchs

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 یه کار تری دی مکس زیبا







|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 طراحی باجه تلفن
 


avea

turkcell



vodafone

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 عکس های زیبا از یک پاساژ
 



fuaye perspektifleri foyer perspectives



cephe perspektifi facade perspective view
eskiz sketch

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 13 Jan 2010  |
 مدل های زیبا و ایده های جذاب

مدل های زیبا و ایده های جذاب


















































 








 











|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 6 Jan 2010  |
 ایده ها و کانسبت جالب




|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 6 Jan 2010  |
 موزه یهودیان برلین
 

مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.

 

یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.

بنای موزه بر امتداد خط شکسته‌ای شکل گرفته است که بيان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است.

می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت. بحث های گسترده تر درباره این خوانش ها را در اینجا بخوانید.

شاید اشاره به باغ معلق کنار موزه هم خالی از لطف نباشد. نشانه ای که من هنوز نتوانستم برای آن معنایی بیابم! جز اینکه مکعبی از محور خود خارج شده و به صورت ناپایدار قرار گرفته. (باز هم ساختار شکنی)

 

در بسیاری از صحنه ها، به یاد کسی می افتادم که شاید تجسم انسانی حس من از این فضا بود. “والتر بنیامین”. بابک احمدی در کتاب خاطرات ظلمت درباره بنیامین می نویسد: « بنیامین می خواست دریابد که تجربه درک ویرانی کدام است. آیا این ادراک به گونه ای چاره ناپذیر بازسازی خیالی ویرانه است؟ آیا همواره باید چنین فرض شود که چیزی وجود داشته و این ویرانه «بیانگر» آن چیز است و بعد سؤال شود که این بیانگری تا چه حد ممکن است؟ آیا راهی برای بازسازی ذهنی ویرانه وجود دارد؟ مصداق بنای خیالی ای که ساخته ایم کدام است؟ پرسش بنیامین همان مسأله ی قدیمی و پا برجای هرمنوتیک است: فهم گذشته ای که از میان رفته، ویران شده ، و دیگر جز تلی انباشته از تاویل های بعدی نیست، تا چه حد ممکن است؟

به خاطر ساختار هزارتویی نوشته های بنیامین که همواره سر نخ معنا در آنها گم می شود، می گوییم که او نیز از نخستین منادیان گسست و ویرانی بود.

انکار تداوم، و دل سپردن به جذابیت گسست ها و نامتداوم ها امروزی ترین جنبه ی آثار بنیامین است، و علت توجه و علاقه ای که شالوده شکنان به نوشته های او نشان می دهند…..»

علاوه بر اندیشه های بنیامین، زندگی و مرگ او نیز برایم تصویر شد. زندگی سرشار از شکست، فقر و پر از بدبیاری های شخصی. عشق های کوتاه و نافرجام، تنهایی ، مهاجرت اجباری ، آوارگیهای بی پایان و سر انجام خودکشی غم انگیز تنها بر اثر یک اشتباه!

« همچون کسی که در کشتی شکسته ای، از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد. شاید، اما او از آنجا نشانه ای به رهایی را بازیابد». از نامه بنیامین به گرشوم شولم / 17 آوریل 1931

ساختار های در هم ریخته، گوشه های شکسته ستاره داوود( که در حالت پایدار باید نماد امتزاج همه عناصر و جمع اضداد یا متحد شدن مکمل ها باشر)، کدامیک را می توان نشانه آتش و یا آب در نظر گرفت؟

 

در این موزه شکستن معنای نشانه ها و رسیدن به بی معنایی و در عین حال خلق معناهایی جدید و چند گانه را می بینیم. معنایی که یکی را به یاد والتر بنیامین و دیگری را به یاد آدورنو ، مرا به یاد آیشمن و استادم را به یاد کتاب “مرگ کسب و کار من است” بیندازد.

پایان سخن اینکه بسیار درباره ساختار و ضد ساختار دانسته ایم و خوانده ایم. و بسیاری اوقات ساختار را به ضد ساختار و معنا را به بی معنایی ترجیه داده ایم.(یا حداقل اینگونه یادمان دادند. وادارمان کردند اینگونه عمل کنیم) اما اگر یکجا و تنها یکجا برای برتری گسست و ویرانی بر ساختار وجود داشته باشد همین موزه است. چرا که نفس ایجاد آن برای فراموش نشدن بلایی است که زندگی مدرن و ساختارماشینی آن بر سر انسان آورد.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Wed 6 Jan 2010  |
 عکس هایی از دکوراسیون داخلی

 

دکوراسیون داخلی

دکوراسیون داخلی

دکوراسیون داخلی

 

عکس های فوق مربوط به طراحی داخلی پذیرایی می باشد

هنر طراحی داخلی یا دکوراسیون  یکی از شاخه های هنر معماری می باشد که متاسفانه در کشور ما بدان توجه چندانی نمی شود .

 

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 معماري پست مدرن قسمت اول

قسمت اول

از دهه ی شصت میلادی، موضوع پست مدرن در معماری به صورت یک سبک مهم مطرح شد و انتقادات زیر بنایی به اندیشه ی منطق گرا و تکنومدار معماری مدرن وارد گردید. آغازگر این جنبش کسی نبود مگر یکی از شاگردان لوی کان به نام رابرت ونچوری.

 

 

 

 

رابرت ونچوری

وی در سال 1966 کتابی به نام پیچیدگی و تضاد در معماری به رشته تحریر در آورد. به گفته معلم سابقش، وینسنت اسکالی ، «این کتاب مهمترین کتاب از سال 1923 به سوی یه معماری نوین – کوربوزیه است»

در این کتاب ونچوری اصول فلسفی و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد. وی بینش تکنومدار را رد کرد و به جای آن خواهان توجه به خصوصیات انسانی و یک معماری انسان مدار گردید. در این کتاب نقد ونچوری عمدتاً متوجه میس ونده رو است، زیرا که وی تا پایان عمر نماد معماری مدرن بود و از عقاید خود در دهه های 20 و 30 میلادی هیچ گاه عدول نکرد.

در جواب شعار میس کمتر بیشتر است و نچوری در کتاب خود بیان می کند که کمتر کسل کننده است (lessis a bore)  از نظر ونچوری، معماری تنها تکنیک و تکنولوژی نیست. بلکه مسائل بسیار پیچیده و متضاد در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت و حذف کرد.

چارلزمور، دیگر معمار پست مدرن، در جواب شعار میس می گوید: بیشتر بیشتر است (Moore is more) به جای کسر گرایی و حذف صورت مسئله، باید جمع گرایی را مورد توجه قرار داد و راه حل مناسب برای مجموعه ای از مسائل یافت. البته یک طنز زیبا و یک دو گانگی معنا در این شعار ملحوظ است ، زیرا که مورنام فامیل خود را در ابتدای این شعار قرار داده است. یعنی معنای دیگر این شعار این است که من بیشتر هستم.

از نظر ونچوری ساختمان ها نمی توانند همه دارای یک فرم و فلسفه باشند. ساختمان مانند یک ماشین نیست که تنها شامل مجموعه ای از مسائل تکنولوژیکی و مکانیکی باشد. اگر برای کوربوزیه، معبد پارتنان با مجموعه ای از احجام و سطوح از پیش طراحی شده و قواعد و تناسبات ریاضی نماد بوده است برای رابرت ونچوری، نه فرمولهای از قبل تعیین شده بلکه شهرک های دامنه ی کوهپایه های ایتالیا، که براساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده، ملاک است.

ونچوری سبک بین الملل را کاملاً مردود می داند و به جای آن معتقد به زمینه گرایی است. یعنی هر بنایی باید براساس زمینه های فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و کالبدی و شرایط خاص آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا گردد. می توان آن را سبک محلی و یا سبک بومی نام نهاد. مدرنیست ها معماری را یک مسئله تکنولوژیک می دانستند. تکنولوژی یک خصوصیت عام دارد و در سر تا سر جهان از قواعد و اصول یکسان تبعیت می کند. ولی پست مدرنیست ها به معماری یک نگرش فرهنگی دارند و فرهنگ در هر منطقه ای متفاوت با سایر مناطق است.

اکنون این سوال مطرح است که چه مسائلی باید فرم (شکل به علاوه معنا) ساختمان را مشخص کند و این فرم باید پاسخگوی چه مسائلی باشد؟

از نظر معماری پست مدرن این مسائل را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1 – خصوصيات فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اقتصادی افرادی که از آن ساختمان استفاه می کنند.

2 – خصوصیات شهری، خیابان ، میدان، کوچه، مغازه

3 - شرایط اقلیمی، رطوبت، سرما، گرما، جنگل ، صحرا

4 – نحوه ی زندگی روزمره ی اهالی ساختمان نیازهای آنها، عادات آنها، طرز استفاده و پیش زمینه های ذهنی آنها در رابطه با فرم های زیستی.

 

 

              

 

خانه مادر ونچوری (64 - 1926) اگر از نظر کوربوزیه خانه ماشینی است برای زندگی، از نظر رابرت ونچوری خانه خانه است و باید دارای نمادهای خانه در هر فرهنگ و جامعه باشد. این خانه در عین داشتن تقارن نامتقارن ، در عین وحدت، دارای کثرت و در عین پیچیدگی و تضاد در فرم، دارای قرائت ساده برای عامه مردم به عنوان یک خانه مسکونی است.

 

ونچوری سعی می کند تا مجدداً ارتباط معماری و ساختمان ها را با هویت انسانی برقرار کند. به عقیده وی، شرایط تعیین کننده ی شکل ها و نمادها است. در شرایط متفاوت شکل ها و نماده ها باید متفاوت باشد. ونچوری تزئینات را رد نمی کند، بلکه تزئینات ساختمان را بخشی از خصوصيات فرهنگی و تاریخی هر منطقه می داند که می تواند در ساختمانهای جدید مورد استفاده قرار گیرد

رابرت ونچوری در سال 1972 کتاب دیگری به نام یادگیری از لاس وگاس منتشر کرد

 

در این کتاب نیز او سعی نمود که توجه معماران را به فرهنگ مردم و خصوصیات زندگی روزمره ی آنها جلب کند. وی در کتاب خود عنوان کرد که نمادها آنهایی نیستند که ما به عنوان قشر روشنفکر به جامعه دیکته کنیم. بلکه آنهایی هستند که خود مردم طرح کرده اند و قابل فهم برای آنها است. وی بر این نظر است که سردرهای مورد استفاده در بالای مغازه ها و احجام معماری عامه پسند و مطابق درک عامه آن چیزی است که به لاس و گاس جذابیت بخشیده و باید مورد توجه معماران قرار گیرد.

در اکثر کارهای معماران پست مدرن مشاهده می شود که آنها سعی دارند تا از نشانه ها و نمادهایی استفاده کنند که در هر منطقه مشخص کننده نوع کاربری آن ساختمان است. مانند خانه مادر ونچوری که برای طرح آن از نمادهای یک خانه و آنچه در غرب به عنوان خانه محسوب می شود. استفاده شده است. برخلاف ایده ی مطرح شده در ویلا ساووا «خانه ماشینی است برای زندگی» و یا خانه شیشه ای کمتر بیشتر است، در خانه مادر ونچوری ایده ی خانه خانه است بیان شده.

اگر کوربوزیه در کتاب خود ، به سوی معماری نوین نگاه معماران را به اتومبیل ، کشتی و به طور خلاصه به تکنولوژی معطوف داشت ونچوری و دیگر معماران پست مدرن می خواهند نگاه معماران را به سمت فرهنگ ، تاریخ ، سنت و در یک کلام آن چیزی که هویت انسان و محیط کالبدی پیرامون آن را شکل می دهد بر گردانند.

خانه مادر ونچوری ، اولین ساختمان ساخته شده به سبک پست مدرن و نماد این معماری است. این خانه را رابرت ونچوری برای مادرش در سال 1962 در نزدیکی شهر فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا ساخت، ونچوری در طرح خود از نمادهایی همچون بام شیبدار، پنجره ، قوس سر در ورودی و لوله دودکش استفاده کرد که در غرب از جمله در آمریکا، نمادها و نشانه های یک خانه شمرده می شود. هر کس در غرب، در نگاه اول، این ساختمان را به عنوان یک خانه ی مسکونی تشخیص می دهد.

اگر چه نمای این ساختمان به صورت متقارن طراحی شده، ولی به دلیل پیچیدگی ها و ملزومات خاص در چیدمان اتاق ها، در نمای ساختمان پنجره ها به صورت نامتقارن طراحی شده اند. در سمت راست فضاهای نیمه خصوصی، همچون آشپزخانه ، پذیرایی و ناهار خوری قرار دارد. در سمت چپ فضاهای خصوصی، همچون اتاق های خواب و حمام طراحی شده است. این عدم تقارن و دوگانگی در چیدمان پلان، در نما توسط بام شیبدار ، دیوار زیر دودکش و قوس تزئینی در بالای سر در ورودی به یگانگی و وحدت تبدیل شده است، لذا وحدت و یکپارچگی از طریق حذف آلمانهای مختلف ساختمان به دست نیامده، بلکه همه تناقضات و پیچیدگی های خانه در این طرح وجود دارد و وحدت در عین کثرت با شامل نمودن کلیه موارد موجود در بنا پدید آمده است

 

 

برگرفته از کتاب :مبانی و مفاهیم معماری معاصر غرب نوشته : وحید قبادیان

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 دكوراسيون اتاق نشيمن
هنگامی که تصمیم به انتخاب وسایلی برای خانه گرفته اید از جمله مهمترین مسائلی که باید در نظر بگیرید، انتخاب رنگ و مدل مناسب، با توجه به کاربرد و جایگاه وسایل در هر گوشه خانه است. مثلاً مبلمان برای اتاق نشیمن با توجه به طرح و مدل مبل نسبت به کوچکی یا بزرگی فضا و تعداد نفرات خانواده انتخاب می شود. علاوه بر انتخاب مبلمان مناسب و راحت، پرده نیز فاصله ای بین وسایل داخل اتاق و فضای بیرون است که باید رنگ و طرح آن، مناسب با وسایل خانه و رنگ دیوارها باشد. تمام وسایل یک اتاق نشیمن باید به صورتی بسیار راحت و به گونه ای انتخاب شود که علاوه بر هماهنگی و تناسب، ترجیحاً از رنگ های آرامش بخش و شادی آفرین و متناسب با روحیات و سلیقه افراد خانه باشد.

       دکوراسیون اتاق نشیمن

 

بدین ترتیب با استفاده از طرح های شلوغ با رنگ های هماهنگ، حتی می توان وسایل یک اتاق را با رنگ های هم طیف انتخاب کرد. از جمله عوامل مهم دیگر که در چیدمان اتاق نشیمن مؤثر است نورپردازی است.

یک روش بسیار مناسب برای نورپردازی یک اتاق، استفاده از نورهای غیرمستقیم است که مستقیماً روی صورت افراد و اشیاء سایه های تند ایجاد نکند. بدین ترتیب با استفاده از سایه های ملایم، گرمی و صمیمیت خاص به فضا حاکم می شود.

             دکوراسیون اتاق نشیمن


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 معماري گوتيك

واژه گوتیک صرفا برای معماری معماری اطلاق نشده و لیکن چون معماری گوتیک نسبت به ‏سایر هنرها همانند تندیسگری و نقاشی از اهمیت بیشتری برخوردار بود ، به همین خاطر ‏گوتیک را بیشتر مترادف با معماری دانسته‌اند . اکنون بر کسی پوشیده نیست که معماری ‏گوتیک نه بربری است و نه گوتیک . معماری گوتیک آفریده نبوغ سده‌های میانه‌است و به عنوان ‏شیوه‌ای هنری ، شایسته مقایسه با هر شیوه و سبک دیگری است .‏ باید یاد آور شدکه در شکل گیری معماری گوتیک ، دو شخصیت برجسته ، بسیار موثر بودند ، ‏یکی از آنها « برنارکلرویی » و دیگری « سوژر» رئیس دیر سن دنی بود ، برنار کارویی معتقد بود ‏که : ایمان چیزی عرفانی و اشراقی است نه منطقی . معماری « سیتر سیان» تحت تاثیر تفکرات ‏برنار کلرویی شکل می‌گرفت . برنامه معماری تواما تزیینات افراطی و تجملیرا نفی کرده‌است . ‏اما سوژر کلیسایی که بازسازی نمود ( دیر سن دنی ) از نظر شکوهمندی ، سبک رومانسک را ‏پشت سر نهاد .سوژر معتقد بود که باید کلیسایی ساخت که مملو از نور باشد ، و همین امر در ‏ایجاد پنجره‌های بزرگ کلیساهای گوتیک تاثیر بسزایی داشت .‏

 معماری :‏

دوره معماری در اروپا طی سده‌های سیزده و چهارده شکل گرفته و شکل گیری آن در این دو ‏سده مراحلی را طی نموده‌است که به نظر می‌رسد ، آنرا در سه دوره گوتیک آغازین ، گوتیک ‏پیشرفته و گوتیک پسین بررسی نماییم .‏

الف ) گوتیک آغازین : معماری گوتیک در فرانسه آغاز گردید .البته با دوباره ساختن کلیسای ‏سن دنی پاریس ، این کلیسا یکی از بزرگترین و قدیمی ترین بناهای عصر گوتیک محسوب می‌‏گردد . با اینکه کلیسای سن دنی هم آثار رومانسک در آن مشهود است و هم گوتیک ، و لیکن ‏کلیسای دوره انتقال است.‏

کلیسای نوتردام پاریس : این بنا در سال ۱۱۶۳ میلادی ساخته شد . برجهای بازوها جریی از ‏نقشه کلیسای پاریس یا کلیسای مشهور نوتردام نبودند . این بنا طوری است که متعلق به سبک ‏گوتیک آغازین است . ولیکن نیم نگاهی به گوتیک پیشرفته دارد که در آن فقط کلاهک باریک و ‏زیبا رومی مربع تقاطع ، خط دراز و افقی سقف را که از پشت برجهای جسیم نمای غربی آن رو ‏به غرب کشیده شده قطع کرده‌است .‏ در نقشه این کلیسا پنج راهرو قابل ملاحظه‌است ، که در آن شیوه بلوک بندی رومانسک با شیوه ‏تاق زنی شش بخشی صحن در دوره گوتیک آغازین ترکیب شده‌است . بازویی اصلی کوتاه است ‏و از حد راهروهای جانبی بیرونی فراتر رفته‌است . صحن اصلی به گوتیک آغازین چهار بخشی ‏است و یک سه دهانه به شکل یک رشته نقشهای گل سرخی دارد . ردیف پنجره‌های زیر ‏گنبدی با پایین آوردن نقشهای گل سرخی دارد ، سه دهانه تا حد بالای بالکانه ، پایین تر آورده ‏شده‌اند.‏

یکی دیگر از آثار معماری گوتیک آغازین ، کلیسای لائون است که در سال ۱۱۶۰ میلادی حدود ‏چهل سال بعد ، یعنی در سال ۱۲۰۰ میلادی تکمیل گردید . هر چند که این کلیسا بسیاری از ‏ویژگیهای رومانسک را دارد . ولی همین عناصر ساختمانی را با المانهای معماری گوتیک مانند ‏تاق جناغی و قرس تیزه دار در هم آمیخت محراب و جایگاه خوانندگان ، مدت زمانی پس از ‏تکمیل کلیسا توسعه یافت و پلان کنونی آن نسبتا دراز و باریک است و انتهای شرقی آن ‏راستگوشه و حال و هوایی آشکارا انگلیسی از جمله ویژگیهای رومانسک قابل تشخیص این نقشه ‏، مربع تقاطع علامت گذاری شده و شبکه بندیهای آن است . که از یک واحد بزرگ در قسمت ‏صحن بالا مربع کوچک در هر راهروی جانبی تشکیل شده‌است .‏

ب ) معماری گوتیک پیشرفته : معماری گوتیک در مرحله مترقی با پشت سر گذراندن تجربه ‏های بسیار به طور بسیار چشمگیری از معماری شیوه رومانسک و حتی گوتیک آغازین متمایز ‏گردید . در میانه سده سیزدهم معماری گوتیک به اوج اعتلای خود رسید ، در همین زمان ‏کلیساهای جامع : رنس ، آمین ، بووه ، بورژ بنا شدند که هم مشخص یه بلندی و سبکی کم ‏سابقه و باریکی جزرها و نازکی دیوارها ، کشیدگی برجها و منارها و تیزی سر مناره‌ها ، تکرار و ‏تاکید قائمهای ساختمانی بودند ، بدان میزان که حالت خیزی رو به آسمان ، یا فضایی محصور ‏آویخته بر پیکر کلیسا بخشید .‏

کلیسای شارتر : این کلیسا که از دو بازوی عرضی و طولی تشکیل یافته‌است . به نظر می‌رسد ‏که بخش انتهای شرقی با صحن اصلی کلیسا برابر باشد و مهمترین چیزی که در این کلیسا به ‏چشم می‌خورد ، نوع سازماندهی فضاهاست . آخرین طراحی مربعی ، که در کلیساهای گوتیک ‏آغازین به کار بسته می‌شدند ، جایشان را به یک شبکه بلوک بندی چهار گوش دادند ، که در ‏آینده به اصل معماری گوتیک پیشرفته مبدل خواهد شد . در مقابل هر بخش چهار گوش صحن ‏‏( هر واحد) فقط یک مربع تنها دیده می‌شود . این روش بلوک بندی جدید را تغییری در ‏طراحی تاق همراه است . تاق بندی گوتیک پیشرفته در مقایسه با اسلاف خود ، محوطه نسبتا ‏کوچکتری اشغال می‌کرد . حائل بندیش آسانتر بود . یعنی چهار بخشی است . حتی از نظر ‏بصری هم تاثیر قابل توجهی داشت چون دیگر تصور نمی‌رفت که هر یک از واحد‌های اصلی و ‏کنار هم حجم‌های جداگانه‌ای باشند و همچنین دیگر اثری از روش ستون بندی در این بناها ‏دیده نمی‌شد. هر چند صحن اصلی دارای مفصل بندی قابل توجهی بود ، و لیکن به صورت ‏وسیع و پیوسته جلوه گر است .‏

ج ) معماری گوتیک پسین : دوره سوم یا آخر گوتیک را باید دوران اعتلا و همچنین پایان این ‏شکوه و عظمت و ظرافت دانست . در این زمان معمار گوتیک تلاش و سیعی در جهت ایجاد ‏قوسهای متقاطع داشت که فشار تاق را بدون واسطه سر ستونها مستقیما به پایه‌های بنا منتقل ‏کند . پنجره‌های وسیعتری جای پنجره‌های وسیع پیشین را گرفتند و شبکه‌های داخلی آن به ‏صورت شعله‌های آتش در می‌آمد و نوارهای متقاطع به شکل ابرو در آن تعبیه شدند .‏

یکی از نمونه‌های بارز کلیساهای این دوره کلیسای سن مالکو در شهر روان پایتخت نرماندی ‏است .‏

معماری گوتیک در کشورهای اروپایی :در هر یک از این کشورها معماری گوتیک دارای ‏ویژگیهایی خاص است . حال برای آشنایی با این ویژگیها به بررسی کوتاه و مختصر معماری ‏گوتیک در کشور انگلستان می‌پردازیم :‏

گوتیک در انگلستان : معماری گوتیک از شارتر وایل دوفرانس چون سیلی به سوی ایالت فرانسه ‏سرازیر شد و از مرزها عبور کرد . و به کشور انگلستان قدم نهاد .انگلستان با روی باز معماری ‏جدید را پذیرفت وعلت آن هم این بود که نیمی از کشور انگلستان در قلمرو فرانسه بود . اسلوب ‏معماری گوتیک در انگستان به سه مرحله تقسیم می‌شود . گوتیک نخستین ، گوتیک مزین ، ‏گوتیک قائم . در معماری گوتیک آغازین در انگلستان پنجره‌های بسیار بلند و نوک تیز و ‏تاقیهایی به همین روش پدیدار شد که سبک نیزه‌ای نام گرفت .‏

کلیسای سنت الیزابت : این کلیسا در شهر ماربورگ واقع شده ، که در سال (۱۲۳۳تا ۱۲۸۳ م ) ‏ساخته شده‌است . از بناهای این دوره در آلمان است راهروهای جانبی بخش عمده‌ای از نقش ‏حائل بندی لازم برای تاق مرکزی را انجام می‌دهند .‏

پیکر تراشی در معماری گوتیک :پیکرتراشی گوتیک به طور کامل از کلیساهای این دوره پدیدار ‏شد ، وبرروی درهای غربی که دروازه‌های ورود به اورشلیم بهشت آسا وسردرهای شاهی پنداشته ‏می شدند ، قرار گرفتند .پیکره‌های سردر غربی کلیسای « شارتر» که به صورت یکپارچه از کار ‏در آمده‌اند ، عظمت و قدرت مسیح را نمایان می‌کنند . تولد ، معرفی مسیح در معبد و مسیح ‏کودک در دامن مریم عذرا در سمت راست و معراجش به آسمان بر سردر سمت راست .‏

نقطه اوج پیکرتراشی گوتیک را در بعضی از تندیسهای کلیسای « رایمز» (۱۲۹۹- ۱۲۲۵ م) می‌‏توان دید ، و از همه مشهورتر در این کلیسا مجموعه‌ای به نام ملاقات وجود دارد که در آن ‏صحنه حضرت مریم (س) دارای شخصیت کاملا متمایزی است ، آنهم به خاطر انحنایی که به ‏بدن داده شده و به صورت موزونی بدن را برگردانده و به سوی ملاقات کنندگان متمایل شده ‏است .‏

شیشه منقوش در معماری گوتیک :‏ اوج معماری گوتیک در پیکرتراشی واستفاده از هنر پرشکوه و با جاذبه‌ای است که به شیشه ‏منقوش معروف شده‌است . این مصالح جدید تقریبا با سبک گوتیک مترادف اند . در هیچ دوره ‏دیگری شیشه را با یک چنین ظرافت و زیبایی و حتی مهارتی به کار نبرده‌اند .‏

روش بدست آوردن شیشه به این صورت بود که : شیشه را نخست با عمل دمیدن شکل می‌‏دادند یا به درون قالبی با ضخامت متغییر می‌فشردند و یا از میان غلطکهایی می‌گذراندند . ‏شیشه ورقی یا شیشه لوحی بدست می‌آوردند . شیشه لوحی را می‌بریدند و به صورت قطعات ‏چهارگوش در می‌آوردند . سپس قطعات مزبور را می‌شکستند و یا به قطعات کوچکتری تبدیل ‏می کردند .و روی میز صافی که یک طرح خاص با استفاده از گچ بر آن تقسیم شده بود مونتاژ ‏می کردند.

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 فرشيد موسوي معمار موفق ايراني
 

    خانم فرشید موسوی (با این اسم پسرانه، خانم هستند) به همراه شوهر/شریك اسپانی‌اش دفتر لندنی‌شان FOA یا Foreign Office Architects در دنیای معماری مشغول به فعالیت هستند.

    فرشید موسوی استاد بخش معماری دانشگاه هاروارد است. او این رشته را در دانشگاه های GCD، کالج لندن، داندی و مدرسه معماری بارتلت تدریس می کند. پیش از تاسیس دفتر معماری خارجی همراه با آلخاندرو زارا یولو در سال 1992 در لندن، موسوی مسوولیت طراحی ساختمان رنزوپیانو در جنوا و اداره دفتر معماری کلان شهر روتردام را نیز بر عهده داشت. 

    با توجه به اینکه موسوی استادی متعهد و بسیار برجسته است در دانشگاه های
UCLA، کلمبیا، پرینستون و چند مدرسه معماری دیگر در اروپا به عنوان ناظر فعالیت می کند.
    خانم موسوی به مدت 8 سال در اتحادیه معماری لندن مشغول به تدریس بود و در این مدت ریاست موسسه معماری فرهنگستان هنرهای زیبا در وین را نیز بر عهده داشت. علاوه بر سرپرستی این فرهنگستان فرشید موسوی بین سال های 2002 تا 2005 در این موسسه به تدریس نیز مشغول بود.
 
    شرکتی که فرشید موسوی در لندن تاسیس کرده و به نام دفتر معماری خارجی (FOA) مشغول به فعالیت است به عنوان یکی از برجسته ترین و خلاق ترین شرکت های معماری در طراحی های شهری و چشم اندازها در سراسر جهان به حساب می آید. این شرکت تا به حال پروژه های بین المللی زیادی در نقاط مختلف جهان اجرا کرده است که اکثر آنها نامزد کسب جایزه های بین المللی در طراحی بوده اند.
از این طراح ها می توان به گذرگاه دریایی یوکوهاما در ژاپن، پارک بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفرانس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفراس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس در لاویلا یویاسا اسپانیا و غرفه نمایشگاه صادرات بین المللی اسپانیا اشاره کرد.
    از طرح های در دست احداث
FOA
هم می توان از ساختمان تئاتر ترودیا (در اسپانیا) مرکز فن آوری لوگو ونو و مرکز اسکان اجتماعی مادرید نام برد.
FOA     در کشورهای دیگر هم طرح هایی در دست ساخت دارد. ساختمان اصلی ناشران در پاجو کره جنوبی، مرکز جدید موسیقی BBC در لندن، دانشگاه هنر و طراحی در انگلستان و دفاتر کار مختلف با مقیاس بزرگ در هلند از طرح های هستند که توسط FOA در حال اجرا و ساخت می باشند.
 
    اکثر فعالیت های این شرکت و طرح های در دست اقدام
FOA
در تعداد زیادی کاتالوگ به چاپ رسیده اند و به این وسیله این فعالیت ها به مردم معرفی می شوند.
فرشید موسوی علاوه بر اینکه عضو ثابت کمیته طراحی بین المللی (
IDC
) در لندن است یکی از اعضای گروه مشاورین معماری و طراحی پارلمان انگلستان نیز به شمار می آید.
در نوامبر 2005، هم موسوی به عنوان مسوول کمیته برگزارکننده اعطای جوایز معماری «آقاخان» برگزیده شد.
 
 
جوایز دریافتی و افتخارات:
 
  • سال 2005:
    - جایزه چارلز نیکس
    - اولین جایزه نمایشگاه بین المللی آیچی پاویلیون اسپانیا در مسابقات ژاپن
  • سال 2004:
    - جایزه نقشه کشی معماری برای پارک نوارتیس و پارکینگ بزرگ بازل در مراسم سالانه ونیز
  • سال 2003:
    - جایزه اریک میرالز برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در مادرید
    - جایزه «معماری کاناگاوا» برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در ژاپن
    - اولین جایزه مسابقات طراحی مرکز موسیقی
    BBC
    در لندن
  • سال 2002:
    - نامزد کسب عنوان برتر مسابقات طراحی
    WTC
    در نیویورک
  • سال 2001:
    - انتخاب به عنوان برترین معمار در مسابقه بین المللی طراحی بانک
    Entry South
    در لندن
  • سال 2000:
    - انتخاب به عنوان برترین معمار طراحی سالن های کنفرانس و پارک
    South-Eastern
    در بارسلونا
  • سال 1999:
    - کسب عنوان برترین طراح داخلی برای طراحی بهترین محل بازی سرپوشیده
  • سال 1998:
    - کسب مقام دوم در مسابقات بین المللی بازسازی ساختمان های کنار آب در تنه ریف اسپانیا
  • سال 1997:
    - کسب عنوان دوم مسابقات طراحی میونگ دانگ در کره جنوبی
  • سال ۱۹۹۷:
  • - برنده طرح سینما آزادی تهران . ایران
  • سال 1995:
    - برنده جایزه طراحی بندر بین المللی یوکوهاما
  • سالن های همایش و پارک ساحلی بارسلونا، اسپانیا (جنوب غربی)
    - مجری ساخت: شهردای بارسلونا
    - تاریخ اتمام: سال 2004
    - مساحت کل: 000/45 مترمربع
    - بودجه تخصیص یافته: 5/7 میلیون یورو
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 بيوگرافي رنزو پيانو

رنزو پیانو Renzo Piano

رنزو پیانو Renzo Piano

رنزو پیانو در سال 1937 در جنوآ، ایتالیا در خانواده ای معمار به دنیا آمد. تحصیلات خود را در پلی تکنیک میلان انجام داد. هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنیک معماری میلان بود مرتب از پروژه های ساختمانی پدرش بازدید می کرد که این بازدید ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد. پدر، چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند.

دفتر فنی و کارگاه رنزو پیانو در سال 1980 در پاریس و جنوآ ایتالیا شکل گرفت و اکنون حدود 100 مهندس، معمار و متخصصین دیگر در قسمت های مختلف شرکت مشغول به کار هستند که همگی معتقد به ساخت ساختمانهای کارآمد و آزمودن ایده هایی هستند که منعکس کننده ایده های رنزوپیانو است.

در حالی که کارهای او آمیخته با تکنولوژی روز معماری می باشد ولی ریشه و اصل کارها به طور واضح نمایانگر فلسفه و سنت ملی کلاسیک ایتالیا است.

از آثار بزرگ این معمار مشهور ایتالیایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ساختمان تأسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات FIAT در شهر تورینو ایتالیا
  • استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
  • مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
  • فرودگاه شهر Osaka ژاپن
  • Potsdamer Platz پوتز دامر پلاتز در شهر برلین آلمان
  • مجموعه برج های سیدنی استرالیا
  • ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
  • ساختمان آکادمی علوم ایالت سانفرانسیکو آمریکا
  • مجتمع ورزشی راوانا
  • ایستگاه مترو جنوا
  • پایانه مسافربری کانسای
  • مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت
  • و..

جرج پمپیدو
مرکز تجاری جرج پمپیدو در پاریس (نماد معماری های تک)

برج های تجاری سیدنی Aurora
برج های تجاری سیدنی

افتخارات:

  • عضویت افتخاری جامعه معماران آمریکا، آمریکا، 1981
  • مدال طلا از انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا، انگلستان، 1989
  • جایزه  Cavaliere di Gran Croce   از هیئت دولت ایتالیا، رم، ایتالیا، 1989
  • جایزه کیوتو، ایناموری فوندیشن، کیوتو، ژاپن، 1990
  • عضویت افتخاری دانشکده هنر و تحقیقات آمریکا، آمریکا، 1994
  • از طرف یونسکو به عنوان سفیر معماری حسن نیت معرفی شد ، 1994
  • جایزه میکل آنژ از رم، ایتالیا، 1994
  • جایزه اریز موز ، آمستردام، هلند، 1995
  • جایزه معماری پریتزکر،  کاخ سفید، واشینگتن، آمریکا، 1998
  • معمار دانشکده ملی سن لوکا، رم، ایتالیا، 1999
  • مدیر کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur، فرانسه، 2000
  • سلطان معماری، ونیز، ایتالیا، 2000
  • جایزه لئوناردو، رم، ایتالیا، 2000
  • جایزه وکسنر،  مرکز هنر وکسنر، کلومباس، اوهایو، آمریکا، 2001

سایت شخصی رنزوپیانو: http://www.rpbw.com

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=46&rnd=3138
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 چند شاهکار فرانک لوید رایت
مرکز مردمی شهرستان مارین



این بنا در شهرستان مارین در شمال کالیفرنیا قرار دارد.

فیلم گاتاکا در اینجا فیلمبرداری شد.

فالینگ‌واتر یا خانه آبشار



در سال ۱۹۳۵ در پنسیلوانیای آمریکا طراحی کرده‌است و جز یکی از برترین‌ آثار معماری قرن بیستم به شمار می‌رود.

این خانه در نزدیکی شهر پیتسبورگ و در سبکی از معماری به نام سبک بین‌المللی ساخته شده آست.


موزه گوگنهایم نیویورک



موزه سلیمان رابرت گوگنهایم نیویورک از موزه های مشهور شهر نیویورک است. موزه در منهتن در کرانه شمال شرقی مرکز شهر قرار دارد.

این موزه که در ۱۹۳۷ میلادی افتتاح گردید توسط معمار بزرگ امریکایی فرانک لوید رایت طراحی گردید.

جلال آل احمد این موزه را اینگونه توصیف می کند:

«موزه راحتی بود و دلباز و خسته نکننده و بوی نانگرفته. و خلا مدام دم دست و همه چیز به جای خود. و مارپیچ و دایره ای در بالا پهن و در پایین باریک شونده، عین دوکی، از راس پهن تر بر زمین و مضافاتش همه با هم جور. مثلاً آسانسورش بجای مربع یا مستطیل، نیمدایره بود و قوس مانند. و جمعا خوب بود.»

 

|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 فرانك لويد رايت
فرانک لوید رایت (به انگلیسی: Frank Lloyd Wright) (زادهٔ ۸ ژوئن ۱۸۶۷ - درگذشتهٔ ۹ آوریل ۱۹۵۹)، مشهورترین معمار تاریخ آمریکا است.

کاخ مروارید واقع در مهرشهر در کرج ساخته شاگردان و همکاران وی (در بنیادی که او تاسیس کرد) می‌باشد.

رایت آثار فراوانی از خود بر جای گذاشته. از مشهورترین آثار وی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 سر لرد نرمن فاستر

نورمن فاستر مردی به شكوه ساختمانهایش

 

LONDON - JULY 12: (EMBARGOED FOR PUBLICATION IN UK TABLOID NEWSPAPERS UNTIL 48 HOURS AFTER CREATE DATE AND TIME) Architect Lord Norman Foster and his wife, Elena Ochoa attend Renee Fleming's private Asprey dinner party at Asprey's flagship store in Bond Street July 12, 2005 in London, England. (Photo by Dave Benett/Getty Images

 

بيوگرافي كامل  فارسي در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 در باره معمار بزرگ ایرانی هادی میرمیران
درباره معمار بزرگ هادى میرمیران
مهندس هادى میرمیران متولد ۱۳۲۳ قزوین
فارغ التحصیل رشته معمارى دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران ۱۳۴۷
مسؤول كارگاه معمارى واحد طراحى وشهرسازى شركت ملى ذوب آهن ایران ۱۳۵۸ ـ ۱۳۴۷
سرپرست واحد طراحى شركت خانه سازى ایران ۵۹ ـ ۵۸
سرپرست واحد طراحى اداره كل مسكن و شهرسازى اصفهان ۶۶ـ ۶۰
مدیر عامل ومدیر طراحى شركت مهندسین مشاور نقش جهان ـ پارس از ۶۷
مدرس دانشكده معمارى دانشگاه علم و صنعت ۱۳۷۶ ـ ۱۳۷۰
مدرس دانشكده هاى معمارى دانشگاه هاى آزاد تهران ، شیراز وهمدان ازسال ۱۳۷۵
ارائه دهنده بیش از ۲۳ طرح معمارى
ارائه دهنده چند طرح جامع وتفصیلى براى اصفهان و شیراز
ارائه دهنده طرح هاى احیاى مناطق تاریخى درشیراز، اصفهان، تبریز و تهران
شركت كننده وبرنده جایزه دربسیارى مسابقات معمارى
كسب مقام اول جایزه بزرگ معمار ۱۳۸۲
صاحب یك سرى مقالات درزمینه معمارى ودرمجلات تخصصى
دریافت نشان ملی فرهنگ وهنر۱۳۸۳ (از محمد خاتمی رییس جمهور وقت)
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Tue 5 Jan 2010  |
 خفن ترین های دنیا
هرکدام از عکسها که معلوم نبود بروی آنها کلیک راست کنید و
گزینه show picture را انتخاب کنید
پل دونگایی
این پل که بخش مهمی از پروژه توسعه بزرگترین بندر آب های عمیق جهان، یعنی بندر شانگ های چین است دارای 20 مایل (تقریبا 32 کیلومتر) طول و شش خط عبوری است. پل که به صورت معلق (کابلی) عمل می کند شانگ های را به جزیره یانگشان که بزرگترین بندر کانتینری و اولین منطقه آزاد تجاری چین است متصل می کند. برای جلوگیری از اثرات باد و موجها پل به شکل حرف S ساخته شده است. ساختن پل 1.2 میلیارد دلار هزینه داشته است و موقتا طولانی ترین پل جهان است. در سال 2008 پلی در نزدیکی این پل به طول 22 کیلومتر افتتاح خواهد شد.
موسسه پزشکی هوارد هیوز

این موسسه پزشکی که سالیان متمادی بورس های تحصیلی به محققین پزشکی در جهان اعطا کرده است، تنها راه پیشرفت سریع پزشکی را در دور هم جمع کردن پزشکان در یکجا یافته است. به همین دلیل مجموعه ژانلیا را ساخته است که دارای 70600 متر مربع زیر بنا است و بهشت محققین پزشکی نام گرفته است. این ساختمان اگر در ارتفاع ساخته می شد 85 طبقه می داشت.
استادیوم ویمبلی

این استادیوم که در سال 1924 در شهر لندن ساخته شده بود هم اکنون باز سازی شده است و با گنجایش 90000 صندلی بزرگترین استادیوم فوتبال جهان خواهد بود. نماد قبلی استادیوم دو برج حدودا 30 متری بودند که اکنون با یک قوس به ارتفاع 132 متر جایگزین شده است. این قوس 5000 تن از مجموع وزن 7000 تنی سقف متحرک ورزشگاه را تحمل می کند. این ایده نیاز به ستون در ورزشگاه را مرتفع ساخته است و بنا بر این دید تماشاچیان صد در صد خواهد بود. قوس استادیوم از همه جای شهر لندن قابل دیدن است.
بیگ دیگ هاوس

این ساختمان در لکزینگتون ماساچوست ممکن است در نگاه اول معمولی به نظر برسد ولی برتری آن در این است که این ساختمان کلا از ضایعات ساختمانی در پروژه های بزرگ عمرانی شهر ماساچوست ساخته شده است.
ساختمان ایالتی سانفرانسیسکو

این ساختمان اولین برج در آمریکا است که در 70 درصد آن، سیستم تهویه مطبوع حذف شده است. نمای خارجی ساختمان که به صورت کامپیوتری کنترل می شود به تغییرات جوی حساس است و ساختمان را با شرایط محیط هماهنگ می کند. در همه جای این سازهسیستم تهویه طبیعی وجود دارد.
وزارت کشور ولز

این ساختمان تماما از مصالح محلی قابل بازیافت ساخته شده است و درای سیستم تهویه طبیعی است. در حالیکه معمولا در ساختمان های دولتی از دیوار استفاده می شود در این سازه برای تاکید بر شفافیت همه چیز، از شیشه به جای دیوار استفاده شده است.
گلن هاوس

این ساختمان در سانتامونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه از سازه های سازگار با محیط زیست است. این ساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کند و در آن بر مصرف بهینه انرژی تاکید شده است.
فروشگاه اپل (خیابان پنجم)

این فروشگاه تازه تاسیس اپل در نیویورک همانند محصولات اپل خیره کننده است. این مکعب با بعد 10 متر یک راه پله شیشه ای به سمت زیر زمین دارد که مصرف کنندگان را به بهشت محصولات کامپیوتری هدایت می کند. همچنین در ان از مدرنترین سیستم های فروش استفاده شده است.
ساختمان هرست

این ساختمان 46 طبقه در نیویورک یک ساختمان سبز است. شکل منحصر به فرد آن باعث 20درصد صرفه جویی در فولاد مصرفی برای ساخت سازه شد. تنظیم نور در داخل ساختمان توسط حس گر های حساس به نور خورشید انجام می شود. در بیشتر مواقع سال هوای بیرون ساخنتمان برای تهویه مطبوع ساختمان استفاده می شود بنابراین این ساختمان 22 % کمتر دی اکسید کربن وارد هوا می کند.
گلخانه دیویس

این ساختمان که در انگلیس ساخته شده است آمیزه ایست از تکنولوژی مدرن و روش های بهینه طراحی. مجاری تهویه در هنگام بارندگی به طور خودکار بسته می شوند. هوای ورودی به گلخانه پیش از وارد شدن در یک هزارتوی بتنی زیرزمینی خنک می شود. شکل منحصر به فرد سازه باعث می شود که همزمان با بالا رفتن هوای گرم در مجاری تهویه هوای خنک به داخل گلخانه مکیده شود
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 3 Jan 2010  |
 ساختمان Fab Tree Hab




|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 3 Jan 2010  |
 مرکز تجارت جهانی




|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 3 Jan 2010  |
 ساختمان آتلانتا




__________________
|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 3 Jan 2010  |
 Imperial War Museum North, Manchester, UK
موزه جنگ در منچستر

 


|+| نوشته شده توسط هادی ابن عباسی در Sun 3 Jan 2010  |
 
 
 
بالا