فیلیپ جانسون که بود ؟
کارهایی از فیلیپ جانسون :
International Place در بوستون، Tycon tower در ویرجینیا، Momemt Place در دالاس، 53rd at third در نیویورک، NCNB Center در هیوستون، PPG در پیتزبورگ، California 101 در سان فرانسیسکو، United bank center tower در دنوار، Century Center در هند، A Water Garden در تگزاس، A Civic Center در ایلی نویز، The Crystal Catedral در کالیفرنیا، The Country Catedral Center در میامی، Glass House در کانکتی کات و ...
جانسون وداع نمود
گزیدهای از سخنرانی فیلیپ جانسون :
حرفۀ معماری دلچسب ترین حرفههاست و بعد از کشاورزی ضروریترین میباشد، آدمی ابتدا باید بخورد، بیاشامد و سرپناهی برای زیستن داشته باشد. سپس مذهبی تا عبادت کند و خدمتگزار بعد روحانیش گردد. چه کسی در بین ما احساسی مذهبی بعد از دیدن کلیسای چارترس، مسجد جمعۀ اصفهان، پارک ریوآنجی در کیوتو نمیکند؟ ولی برتر از آنها نقاشی و تندیسگری است که برترین هنر ما و هر فرهنگ دیگری است.
در عین حال معماری با بسیاری از حرفههای دیگر همراستاست و لازمۀ بیان تمامی ملاحظات اجتماعی میباشد، هیچ جامعۀ جدیدی بدون ساختمانهای جدید معنی ندارد. تمامی اصلاح طلبان و سوسیالیستهای کندرو مانند فرانکلین روزولت، همیشه از معماری نوین حمایت کردهاند.
با گذشت زمان تکنولوژیهای جدیدی در ساخت بناها مطرح گردید مانند آسانسور و...، تکنولوژیهای بزرگ، معماری قدرتمند را میپروراند. اینجا آرمان شهرهای خیالی که در ذهن فلاسفه جای دارد، وجود ندارد تا بتواند بر قلمرو معماری وارد گردد. در تمامی حرفهها مشکلاتی وجود دارد. هر زمان بر همقطارانم غبطه میخوردم، هنگامیکه مینوشتند، میکشیدند یا قطعهای برای موسیقی میساختند. آنها آنگونه که میخواستند زندگی میکردند، هر زمان که میخواستند کار میکردند، با مصالح سرکش، سقفهای روزنهدار و... درگیر نبودند. آنها میتوانستند خطاهای خود را بپوشانند و حتی از بین ببرند.
برای من شگفت آور نیست که سراسر تمدن با بناهایش به خاطر سپرده میشوند، وقتی به Teotihuacan در مکزیکو فکر میکنم، جایی که مردمانش به فراموشی سپرده شدهاند وحتی ردپایی از آنها نمانده است، نه چرخ دستی، نه نوشتهای و نه کتابی، نه ابزار آهنی و مفرغی، هنوز شهری از هزاران سال پیش با نگارههایش، عظیم و فراموش نشدنی به یادگار مانده است. یا شهر مذهبی مصریان با اهرامی که در نگاه آنها دارای مقام و منزلت بود، با یک خیابان اصلی تشریفاتی، عریضتر از پارک Avenue، گذرگاهی دسته جمعی با پلههای زیاد و در راستای عمارات مذهبی، یک سازه و ساختار تاریخی مربوط به عصر نوسنگی که زمان و علم را به مبارزه میطلبد. حرفۀ معماری تنها فعالیت انسانی است که میتواند معجزه بیافریند.
امروزه معماری بسیاری از اصلهای انسانی را فراموش کرده است. صنعت و علم تمامی انرژی ما را اشغال کرده است. افکارمان در شعر و نثر، فلسفۀمان در کلمات و سخنان جای دارند و ماوراءالطبیعۀ ما بی خدا و بی هویت گشته است. ارزشهای زیبایمان میراثی از افکار سودگرایانۀ کلوین و جان استوارت میل هستند. امیدها و آرزوهایمان مادی گرایانه، راهمان، افکارمان بدون اسطوره، واقع گرایانه و صرفاً عملکردی گشتهاند. کلماتی مثل خدا، روح و نفس، زیبایی شناسی، نور و شکوه و تاریخ از چرخۀ زندگی خارج شدهاند و دمده شدهاند و ما باید از آنها اجتناب کنیم. ما باید کلمات سودآوری مانند هزینۀ تولید و بهرهوری و... را استفاده نمائیم.
ارزشها تغییر میکنند. هنر، اسطوره، مذهب میتوانند دوباره به کمال برسند. ممکن است به عنوان مثال بخواهیم آمریکا را از نو طراحی کنیم. به طور حتم خواهیم توانست اگر که بخواهیم. ما در مصالح و نیروی کار مهارت داریم. خدا میداند که ما نیازمندیم. محیطمان زیبا نیست، خانههایمان مناسب ما نیستند، نواحی فقیر نشینمان در غم به سر میبرند. معماری در تمامی تاریخ جهان هنر و حرفهای است که باید ناجی باشد.
معماران برای تغییرات آماده هستند. اینجا در غرب ما با میراثمان و به جای گذاشتههایمان مفتخریم. به تنهایی در این قرن فرانک لوید رایت، لوکور بوزیه، میس ون درروهه و معماران جوانی داشتیم که جزو بهترینها بودهاند. آنها نقش بسیار ارزندهای را در این دورۀ تغییرات عظیم داشتهاند، تغییری که در راستای وارونه سازی پیش فرضهای گذشته میباشد. تفکر نوین هنر را فرا میگیرد.
در این دوران است که جایزۀ پریتزکر به عنوان نماد یک تغییر قریب الوقوع، نمود پیدا میکند. جایزههای پولیتزر و نوبل هیچگاه و در هیچ زمینهای به هنرمندان و هنرهای بصری اهداء نشد، چه برسد که به یک معمار. تا امشب ما هنرمندان احساس میکردیم، همراهان درجۀ دو، در جامعۀمان هستیم. دانشمندان، نویسندگان، پزشکان انسانهای مهمتری بودند که در جامعه محترم شمرده میشدند. بعد از این شب، ما آنچه که قبلاً بودیم، نیستیم، معماران میتوانند احساس سربلندی بکنند.
من شخصاً پاداشی برای خودم نمیخواهم. این هدیهای است برای حرفۀ معماری، هنری که به نام مادر تمامی هنرها میخوانیمش. در کنار کار ما، هنرهای بزرگی مثل طراحی، دکوراسیون، طراحی شهری و... قرار دارد. شاید بتوانیم در قرون بعد نقاشی و تندیس گری را برای ارتقاء زندگیمان در کارمان سهیم سازیم.
تأثیر گشایش و افتتاح چنین مراسم قدردانی و اهداء جایزه باید پیوندی به سوی زایشی نوین در دنیای توانای ما باشد. بگذارید که ما سکونتگاههایمان و بناهایمان را در صحرای خشک قلبمان دوباره بسازیم. بگذارید محیط اطرافمان را شکل دهیم، در راهی که این نسل و نسلهای بعدی به خاطر بسپارندش.
قسم به نام تمام معماران روی زمین، سپاسگزارم از Hayyat Fundation برای این جایزه که در حرفۀ ما امید این را داد که خواهیم توانست جایگاه مناسبی برای محیط انسانی در این جهان پهناور بیافرینیم.